كجور گشتند . و واقعا كثرتى تمام و ازدحام مالاكلام واقع بود و آفتاب در اواسط برج قوس رسيده ، هواى كوهستان بسيار خنك گشته و قلههاى كوه برفهاى محكم باريده و يخها بسته عبور لشكر جز به صعوبت ممكن نبود . اما به حكم الضّروراة تبيح المحظوراة به عجاله تمام در خدمت ملكى مآبى بوده ، به ولايت زانوس رستاق به صحراى ساسهلزور فرودآمدند .
و چون ملك كاوس به ناتل بود ، تحقيق شد كه متوجه قلعهء نور است .
چنان صواب دانستند كه تا رسيدن او به قلعه ، به پاى قلعهء نور لشكر فرود آيند . و چون لشكر بتمامه با وجود صعوبت راه به تعجيل به پاى قلعهء نور رسانيدن متعذر بود ، چنان صلاح دانستند كه مؤلف حقير با جمعى از منتخب لشكر راه بژم كندلوس « 1 » به رودبار عليا رود و از آنجا ايلغار نموده به محاصرهء قلعه نور مشغول شود . تا ملك كاوس نتواند به قلعه رفتن و ملك كاوس تا رسيدن عساكر نصرت شعار از ساسهلزور به قلعه رفته بود .
غرض كه بر موجب صلاحديد اصحاب با پانصد نفر مرد منتخب نماز شام را از مقام مذكور به جانب رودبار « 2 » عليا توجه رفت و آن شب به صعوبت تمام از آن بژم گذشتم . و چون صباح شد به قريهء مينك « 3 » رسيده شد و واقعا دستوپاى مردم از كار افتاده بود . از سرماى سخت نزديك بود كه تمام خراب شوند . اما بعون عنايت اللّه و به فر دولت پادشاه ، چون هوا صاف بود و آفتاب برآمد مردم را از آن حيات تازه پديد آمد . و چون اندك زمان به تاب آفتاب جهان تاب گرم شدند ، از آنجا ايلغار نموده
هامش
( 1 ) - كندلوس بفتح كاف و سكون دال دهكدهايست از ديهاى زانوس رستاق كجور بژم كندلوس ميان زانوس رستاق و اوزرود نور است .
( 2 ) - در اصل : رووار كه شكل ديگرى از رودبار است .
( 3 ) - مينك بفتح نون تلفظ مىشود . به يادداشت شمارهء دو ص 285 نگاه كنيد .