تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
آنجا در تابستان مناسب‌تر است ، رفته بود و آنجا اقامت داشت . ملك كاوس شبيخون را آماده گشته ، از نور سوار شده و به عجاله براند و از در قلعهء كجور به كجور بگذشت و متوجه اسپىروز گشت . اصحاب قلعه به تعجيل اين خبر را به ملك اسكندر رسانيدند . تا رسيدن خبر ، ملك كاوس به در قلعه رسيده بود و قلعه را حصار نموده . چون در قلعه ذخيره نبود ، فلهذا از طرف شمال قلعه را سوراخى كرده ، ملك اسكندر از آنجا بدررفت و خود را به جنگل ورناباد انداخته ، به ساحل بحر بيرون رفت . و چون مجال اقامت نداشت ، هيچ توقف نكرده ، به تنكابن درآمد . روز جمعهء نهم صفر سنهء ثمان و ستين و ثمانمائه را حضرت اعلى سلطانى به سمام تشريف داشتند . خبر رسانيدند كه احوال بر موجب مذكور واقع گشت و ملك اسكندر به تنكابن درآمد . اما قلعهء كجور به تصرف كيا جلال الدين است و او آنچه وظايف شجاعت بود به تقديم رسانيد و قلعه را محافظت نموده ، نسپرد . چون اين خبر به سمع اشرف اعلى رسيد ، برفور به طلب حقير فرستادند و فرمودند اين‌چنين حال دست داده است و ملك كاوس وفا بر عهد نكرد و احوال بر نمط مذكور واقع گشت . اكنون به جهت انتقام آن قيام نمودن از جمله واجباتست و خبر لشكر كوه و گيلان باز داده شد تا سپهسالاران عظام مجموع به اتفاق فرخ زاد بن دباج نيز روانه است . ترا نيز يعنى حقير را هم بايد همراه بودن . آيهء سمعنا خوانده در خدمت فرخ زاد مذكور بوده . چون به گيلان رانكو اتفاق افتاد ، به اندك مدت يرق لشكر به هم رسيد و از آنجا توجه به جانب رستمدار رفت و بعد از قطع منازل به كنار بوه‌رود « 1 » به حضرت ملكى مآبى جلالى ملاقات واقع شد و به اتفاق متوجه
هامش
( 1 ) - اين كلمه « بق‌رود » هم خوانده مىشود .