تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
كنند و قبر او را به دو سه شبراز قبور آن سادات پست‌تر برآورند و همچنان كردند . واقعا ملك مرحوم در ايام دولت خود بسيار از اين خيرات كرده است و هرجا كه در آن ولايت نشان مزار بزرگ از بزرگان دين داده بودند ، به بالاى آن عمارت مرغوب بفرمود ساختن . فىالجمله فراخور ملك خود وقعى بنهاد و متولى بنشاند تا به مستحقان طعامى برسانند و بر سر راهها در هرمواضع كه از آبادانى دور بود بفرمود تا رباطى بساختند . جزاك اللّه خيرا « 1 » .
كار اينجا كن كه تشويش است در محشر بسى * آب زينجا بر كه در دريا بسى شور و شر است
ملك كاوس به اردوى اعلى يكى را فرستاده بود و نشانى همايون حاصل كرد كه به گرد [ و ] پيرامون ملك او نگردند . چون خبر لشكر شنيد كه به رستمدار آمده‌اند ، همان حكم را بفرستاد و التماس نمود كه بر مصداق اين حكم كار بايد كرد . بعد از اين طريق موافقت با برادر ملك اسكندر پيش گرفته ، از ناملايمات كه اكنون از عمال اينجانب نسبت به او به ظهور مىرسيد نرسد . چون حكم پادشاهى در ميان بود ، ملك اسكندر نيز صلاح چنان ديد كه اين نوبت صلح كرده آيد . بر موجب ارادت او صلح رفت و باز گشتيم . و از راه كلارستاق چون به ولايت تنكابن به قريهء لنجا « 2 » به خانهء امير آنجا نزول واقع شد ، به تواتر معلوم شد كه اميره محمد رشتى از راه گسكر به فرضهء خمام به كشتى نشسته از آب انزلى بگذشت و بر رشت تاخت نمود و حضرت شاه يحيى قبل از آن به گرجيان تشريف فرموده بود و سپهسالار خود دباج نامى را از ديالمهء ناحيهء ولامجان ، آنجا داشته و دباج مذكور چون تاب اقامت نداشت ، رشت را بگذاشت به فومن
هامش
( 1 ) - صنعت التفات دارد . ( 2 ) - در اصل : لينجا امروز لنگا گويند .