تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
و چيزى به حصول نپيوست . فلهذا از آنجا عود نموده ، روز دوشنبهء هشتم شعبان را باز به كجور درآمديم . و لشكر طالقان را خود از رودبار عليا رخصت انصراف رفته بود . و لشكر تنكابن را چون به كجور رسيده آمد هم اجازت شد . اما مؤلف ضعيف با بعضى عساكر گيل و ديلم موقوف رخصت اجازت سلطانى بود . روز پنجشنبهء بيست و ششم شعبان را جناب وزارت مآبى ، نظام الدّين ، مولانا يحيى و سيادت قبابى سيّد عضد بن سيّد موسى حسنى ، از پايهء سرير اعلى حضرت سلطانى رسيدند و ضعيف را با ساير لشكر رخصت انصراف شد . همچنان بر موجب فرمان قضا جريان روز يكشنبهء بيست و نهم شعبان را حضرت ملكى مآبى به مشايعت عساكر نصرت مآثر قيام نموده ، روانه ساختند . و سيادت مآبى [ و ] وزارت منابى مشار اليهما جهت بعضى مهم ضروريه آنجا توقف نمودند . و بعد از قطع منازل و مراحل به عون عنايت الهى به شرف بساط بوس مشرف گشته آمد و عنايت خسروانه تقصير نفرمودند . در دوازدهم رمضان موافق چهاردهم آذر ماه قديم سنهء احدى و ستين و ثمانمائه ، كارگيا امير كياى گوكه از دست ساقى شربت خانهء فنا ، جرعه‌اى نوش كرد و با ساكنان دارالبقا مصاحبت اختيار فرمود و فرزند او ميرزا شهرخ را به جاى پدر به خلافت ديلمان منصوب ساختند و برادر او سيّد حسن كيا را به حكومت گوكه فرستادند .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 286 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده