تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
المرجب را به ناحيهء ترتيه رستاق « 1 » نزول اقبال ارزانى داشتند . چون چهار شب آنجا مكث رفت ، چنان معلوم شد كه ملك كاوس از لواسان به جانب دماوند رفته ، ارادت دارد كه با بعضى موافقان خود به ولايت لارجان بتازد . و چون هوا خنك شده موسم پائيز بود و آفتاب در برج قوس تحويل نموده بود ، با لشكر گران آنجا رفتن تعذر داشت . مقرّر بر آن شد كه حضرت ملكى مآبى بر سر لشكر باشد و مؤلف حقير با جمعى برو ايلغار نمايد .

فصل چهارم از باب ششم در ذكر شبيخون بردن بر ملك كاوس و انهزام او

چون تحقيق شد كه ملك كاوس نزديك به پاى قلعهء گل‌خندان به قريه‌اى كه معروف است به اره « 2 » اقامت دارد ، مؤلف اين كتاب سيصد نفر از گيل و ديلم و گرجى و تنكابنى را انتخاب نمود كه هريك در روز هيجا با رستم دستان لاف مردى مىزدند و همه ، شعر :
شبيخون سگاليده و ساخته * به پيوسته تير و كمان آخته
روز چهارشنبه نوزدهم رجب در تاريخ مذكور بعد از نماز عصر زيديه از ترتيه رستاق به تعجيل دوانيده آمد ، چنان كه چون نماز شام بود به ولايت نمارستاق اتفاق افتاد . چون اسبان جو بخوردند ، چنان قدغن رفت كه چون صبح صادق طلوع كرد ، به پاى قلعه لوندر به باغى پنهان شده ، اسبان را علف داده ، چندان توقف رفت كه نماز شام شد . به سبب آنكه لشكر را روز ، مردم لارجان نبينند و به ملك كاوس خبر نرسانند .
هامش
( 1 ) - تته رستاق امروزى . ( 2 ) - بفتح الف و كسر راء .