تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
محاربه قيام نمودند و بسيارى از مردم رستمدار را كه مقدمهء جيوش منصوره بودند ، به زخم تير مجروح ساختند . و دو سه نفر را تيرزده به قتل آوردند و منهزم گردانيدند . چون قصه بدانجا رسيد ، شصت نفر از تيرافگنان مكمل تنكابن را در مقابلهء ايشان بازداشته آمد . فىالحال به زخم ناوك جان‌دوز ، آن جماعت را منهزم ساختند . و چند نفرى را از ايشان به قتل آوردند و آنها چون به هزيمت به قلعه رفتند و در بستند ، حقير در عقب ايشان تا دروازه رفت و نيزه بر دروازه رسانيدند و چند چوبه تير بر اسب اين فقير از بالاى قلعه رسانيدند . اما بعون اللّه هيچ كدام كارگر نشد . چون بازگشتيم لشكر كه محاربه كرده بودند مجموع را تحسين و آفرين گفته آمد و كسانى كه زخمى بودند ، ملاحظه رفت . هركرا پيكان مانده بود ، جراحان را گفته شد تا بيرون آوردند و زخمهاى مجموع را به مرهم نهادن و معالجه كردن امر رفت . و آنها را كه جراحت سخت بود روانه كرده آمد . چون مخالفان در قلعه را ببستند و در آنجا بنشستند و به محاصرهء آن ملك معظم ملك اسكندر قيام نمودن صلاح نديد ، از آنجا به باغ نو كه ملك كاوس ساخته بود و به انواع اثمار دلپذير آراسته ، فرودآمدند . و به تخريب آن موضع و قطع اشجار و تحريق آن ديار اقدام نمودند . چون باغ و راغ صورت انهدام يافت ، از آنجا كوچ كرده به قريهء چل « 1 » نزول نمودند و آن ده آبادان و پرنعمت بود . عساكر را از آن تمتعى به حاصل آمد . و از آنجا به باغى كه مسمى است به سرخ‌كمر نزول فرمودند . و دو شب ديگر آنجا اتفاق افتاد . روز ديگر به قريهء تاكر « 2 » كه از قراى معتبرهء رودبار سفلى است تشريف فرمودند . روز سه‌شنبهء يازدهم رجب
هامش
( 1 ) - به كسر چ . دهكده‌اى از ديهاى نور است . ( 2 ) - به ضم كاف دهكده‌ايست آباد از ديهاى نور و مولد ميرزا حسينعلى بهاء اللّه است .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 282 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده