توكل به عون الهى و به فردولت قاهرهء سلطانى نموده ، سوار شد و شب جمعه به فرضهء شيهرود اقامت نمود و شبشنبه « 1 » به ولايت تنكابن به ناحيهء لنجا استاده آمده شب دوشنبه « 2 » به قريهء سمنكان من قراى چالوس نزول واقع شد شب سهشنبه « 3 » به قريهء آب اندانك من قراى ناحيهء خيررود كنار فرودآمديم شب چهارشنبه و پنجشنبه در ميسر اقامت مىشد . روز جمعه در صحراى لاشه لزور با ملك معظم و كارگيا يحيى كياى تنكابنى ملاقات رفت .
شب شنبه « 4 » در كجور به ضيافت ملك معظم مستسعد گشته آمد و صباح شنبه را در خدمت ملك مذكور بوده ، به رسم و آئين گيلان لشكر را حشر و مايهدار تعيين كرده و توكل به عون عنايت سبحانى نموده ، از كجور به قريهء نيتل فرودآمديم . ملك كاوس چون از آن حال باخبر شد عزم قلعهء لواسان كرد . چون خبر تحقيق شد ، به تعجيل در عقب دوانيده آمد ، تا رسيدن عساكر نصرت مآثر به پاى قلعهء نور ، رفته بود و كياى معظم كيا نامآور نيز با لشكر طالقان رسيد و به صحبت او مشرف گشته آمد . و همچنان تا قريهء يالو در عقب ملك كاوس سعى رفت . چون تحقيق بر تحقيق افزود كه رفته است از آنجا بازگشته ، شب شنبه « 5 » به قريهء كمر به خانهء فرزندان ملك اسكندر بن ملك بيستون كه برادر ملك كيومرث مرحوم بود ، نزول واقع شد . و ملك جهانگير بن ملك كاوس با جمعى از موافقان خود در قلعهء نور بود . تا روز جمعه كه هفتم رجب و سلخ مرداد ماه قديم بود ، آنجا به جهت بعضى امور كليه اقامت رفت . روز مذكور به پاى قلعهء نور به ارادت ملك معظم ملك اسكندر رفتيم « 6 » . و ايشان با لشكر رستمدار در پيش بودند . جمعى كثيرى از اعادى مخذوله از قلعه بيرون آمدند و به
هامش
( 1 - 2 - 3 - 4 ) - در اصل : در جميع موارد كلمه « شب » با اشباع كسرهء اضافه و به شكل « شبى » آمده است .
( 5 ) - در اصل : شبى شنبه .
( 6 ) - در اصل : رفتهايم .