تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
كرد . چون لشكر سلطانيه و گاورود جمع گشتند به اتفاق كارگيا مير - احمد به طارم آمدند و مير حسين طارمى نيز با لشكر خود در پيش استاد و متوجه ديلمان شدند و از بقية السيف ملاحده يكى بود خداوند محمد نام او را طلب نمود كه ديلمان را به تو دادم و بر مصداق الغريق يتعلّق بكلّ حشيش به دو استظهار جست . بيت :
مثل زدند كه گمراه را همىگفتند * اگر توئى بچه نامى « 1 » گفت من رهبر
چون اين لشكر ترك به ديلمان درآمد ، كارگيا امير كيا مقابله نتوانست كرد ، به جنگلهاى آن ولايت رفت و بفرمود تا ديالمه شب در گوراب ايشان را تير مىانداختند و بانگ مىكردند . چون تركان را آنجا مجال اقامت نبود به جانب سمام توجه نمودند . چون حضرت اعلى سلطانى چنان « 2 » ديد ، در سمام بودن صلاح ندانست . از آنجا به ولايت شكور به ناحيهء جيرولايت ، به قريهء لياما تشريف فرمودند و آنجا بازاستادند . چون لشكر ترك به سمام رسيدند در گيلان غوغا درافتاد و مردم به جايهاى استوار نقل كردند . چون كارگيا مير احمد ديد كه از علوفهء ترك نمىتواند بدرآمد حاجى حسين گاورودى و [ بو ] سعيد ميرم را عذر خواست و روانه ساخت و چند نفر از سرداران ترك را با چندين « 3 » نفر از عساكر ايشان همراه خود به لمسر برد و به ضبط رودبار لمسر و قلعه قيام مىنمود .
هامش
( 1 ) - در اصل : اگر تو چه نامى . ( 2 ) - در اصل : چون چنان . ( 3 ) - در اصل : چندى .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 247 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده