عساكر نصرت آئين را به دستور گيل و ديلم صفصف از حشر و مايهدار معد و آماده ساختند . و جمعى را با كيا محمد سپهسالار شكور همراه كردند . و اشارت شد كه ملاحان گذر آب رودخانهء گوارود را پيدا كنند تا يكطرف كياى مذكور از آب بگذرد و پشتگير نمايد و خود با ساير لشكر و حضرت اعلى سلطانى و سيا محمد سپهسالار بيهپس راه « 1 » ساحل بحر اختيار نمودند كه از آب بگذرند و بر خصم حمله نمايند .
هرچند آب عميق بود و خصم كشتيهاى متعدد برهم بسته آب را از آن سدّى ساخته بودند . اما توكل به عون عنايت الهى كردند و ترصد آن مىنمودند كه كيا محمد اسپهسالار از آب بگذرد تا ايشان نيز از آنجا بر خصم حمله كنند و اگر ميسر شود از آب بگذرد .
چون كيا محمد گذر آب پيدا كرد فرمود كه ، بيت :
من امروز كارى كنم در جهان * كه بر نامداران سرآيد زمان
ويكران توفيق را چون در آب راند ، سواران و تيرافكنان به موافقت به آب دررفتند . اگرچه خصمان كه بدانطرف آب بودند تيرباران مىكردند اما از آن نانديشيدند و بتوفيق اللّه از آب بگذشتند .
و چون حضرت اعلى را اعلام كردند كه كيا محمد از آب بگذشت ، سعادت بر يمين و اقبال بر يسار او نيز به آب زلال دولت دررفت و لشكر به اتفاق در آن آب ريختند . چون خصم دو سه چوبه تير بر ايشان انداخت ، كياى مذكور چون شير ژيان و ببر بيان بر آن برگشته بختان حمله كرد .
چون چنان ديدند فىالحال بگريختند و مجال آن نداشتند كه بانگى برزنند و تيرى بيندازند و سواران طارم با آنهمه دعوى شجاعت زهرهء آن نداشتند كه به شمشير و تير يك حمله نمايند . فىالحال روى بگريز نهادند و عساكر
هامش
( 1 ) - در اصل : از ساحل .