نصرت مآثر در عقب مىتاختند و هركه را مىيافتند ، سر از تن مىانداختند و تنها را در آب دريا طعمهء ماهيان مىساختند . و نمونهء
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
در آن ساعت بر عالميان هويدا شد . و كارگيا رضا كيا از پدر جدا گشته ، با جمعى از راهنو خود را به سمام رسانيد . و طارميان برگشته روزگار بسيارى به قتل آمدند . و بعضى كه مىخواستند كه از راهنو خود را به سمام رسانند ، مجموع را در راه بگرفتند و دست و گردن بسته به ديوان حاضر كردند . چنان كه سه نفر راه يهودئى از يهوديان قريهء چاكان ، از ناحيهء جيركشايهء شكور بگرفت و اسب و سلاح ستانده ، به درگاه اعلى آورد . و جمعى با مير حسين طارمى و كارگيا مير احمد و سيد حسين كيا از ساحل بحر چون به فرضهء شيهروى گرجيان رسيدند ، كارگيا محمد كياى تنكابنى با لشكر خود كه به مدد ايشان مىآمدند ، ملحق گشتند و از آنجا به اتفاق كارگيا محمد كيا به تنكابن رفتند و حضرت اعلى فىالحال نامهاى به كارگيا محمد كياى مذكور نوشته بود كه چون آن جماعت بدانجا رسند بايد كه نگذارند كه بدرروند . تا از آنچه كردى در گذشته آيد .
و اگر كارگيا مير احمد را روانه مىسازى ، به هيچحال حسين طارمى را مگذار كه بيرون رود . او خود همچنان نكرد و يك شب ايشان را ضيافت نمود و مجموع را از راه شيروى دو هزار بگذرانيد و به الموت رسانيد . چون كارگيا مير احمد به الموت آمد ، فىالجمله نهب « 1 » و غارت نموده ، به لمسر رفت . و فرزند او رضى كيا نيز در سمام مكث نكرد و در لمسر به پدر خود ملحق گشت . و سپهسالار لمسر از جانب كارگيا مير احمد ، محمد بن كيا حسين بود . جمعى از متجندهء لمسر كه حاضر بودند ، به خدمت ايشان مشرف شدند و طريق عبوديت را كمر انقياد در ميان بستند .
حضرت اعلى چند نفر از عساكر گيل و ديلم را انتخاب نموده ،
هامش
( 1 ) - در اصل : نهيب .