صحبت ابلهان چو ديگ تهيست * كه درون خالى و برون سيهيست
فصل سيزدهم « 1 » [ از باب پنجم ] « 2 » در ذكر آمدن حضرت اعلى به رانكو و محاربهء رودسر و انهزام كار - گيا مير احمد
چون حضرت اعلى تحقيق كرد كه كارگيا مير احمد رانكو را بگذاشت و به رودسر رفت بلاتأنى و توقف ، به رانكو تشريف فرمود و همان شب به هشتبر رانكو فرودآمد و منقلاى لشكر را به كنار وليسارود ، آنجا كه بر سر راه رودسر گذر آب است ، فرود آورد . و سپهسالار بيهپس را هم به رانكو نزد خود بازداشت و ضيافت كمايليق به تقديم رسانيد .
و صباح به سعادت سوار شد و به سارهسران تيمجان به خانهء مولانا جنيد
هامش
( 1 ) - در اصل : فصل دوازدهم .
( 2 ) - در حاشيهء كتاب تفصيل ذيلمندرج است « چون در تاريخ سنهء ثلث و ثلثين و ثمانمائه الكاى طالقان را نواب امير سيد محمد از ملك كيامرز به ضرب شمشير ستانده بود [ در ] تاريخ سنهء اربع [ و اربعين و ثمانمائه ] در تصرف حاكم گيلان بود . باز فرزند امير سيد محمد كارگيا سيد احمد با برادر خود كه حاكم لاهجان بود نزاع شد او باز به ملك كيامرز داده تا زمان حضرت . . . در تصرف ملك بود باز جهانشاه پادشاه مرحوم به حضرت كارگيا سلطان محمد مرحوم داده در سنهء ست و ستين و ثمانمائه تا زمان حضرت بهرام [ تا اينجا در حاشيهء سمت راست ص 202 نسخهء اصل آمده است . دنبالهء آن را معلوم نشد رابينو از كجا نقل كرده است . ] [ مذكور در سنهء اربع و اربعين و تسعمائه الكا به حضرت نواب هميون خان احمد داده كه سالها بسيار ( خدمات ) نمايد به دولت » ] . در كتاب مجالس المؤمنين نگاشته است كه « كارگيا ناصر كيا پسر امير سيد محمد پس از پدر به سلطنت نشسته جهانشاه ميرزا الكاى طالقان نيز به دو داده ( رابينو )