ايشان را به روى خصم بازداشتند و در آن گوراب حرب عظيم واقع شد .
جمعى از طرفين كشته گشتند و بسيارى مجروح شدند ، اصحاب پسا گيلان را هم منهزم كردند و قرار بر فرار داده ، بيرون رفتند و حضرت سلطانى از راه چنيجان به لنگرود تشريف برد . و از آنجا به لاهجان رفتند . و بعضى از عساكر گيل و ديلم همينجا بازاستادند و بيرون نرفتند و بعضى كه رفتند كفران نعمت كرده ، حضرت اعلى و حضرت سلطانى را بگذاشتند و به رانكو بازآمدند . و با كارگيا مير احمد بيعت كردند . و كارگيا امير احمد و حسين طارمى به رانكو فرودآمدند و حسين طارمى مبالغه نمود كه با وجود اينچنين فتحى كه دست داد ، صلاح آنست كه بلاتوقف به صوب لاهجان عنان عزيمت مصروف گردانيد كه تأنى در چنين امر جايز نيست .
كارگيا امير سيّد احمد را چون طالع موافق نبود ، نشنيد و در رانكو توقف كرد و چون مردم رانكو و شكور اكثر گذاشته بودند و نزد كارگيا مير احمد رفته و سيّد رضى نيز با قرارى كه كرده بود وفا نموده ، نزد او رفت . حضرت اعلى وهم كرد كه نوكران قديمى كه دم از موافقت و يكجهتى مىزدند مجموع طريق حرام نمكى را شعار ساخته ، بدان طرف رفتند . نظم :
همه يار تو از بهر تراشند * پى لقمه هواخواه تو باشند « 1 »
ز تو جويند در دولت معونت * گريزند از بر تو روز محنت
اما چون سعادت يار و دولت « 2 » قرين بود ، از آنحال هيچ تغيير
هامش
( 1 ) - بيت اول از سعدى است و دنبالهء آن بدين ترتيب است :همه ياران تو بهر تراشند * پى لقمه هواخواه تو باشند
چو مالت كاهد از مهرت بكاهند * زيانت بهر سود خويش خواهند
از اين مشتى رفيقان ريائى * بريدن بهتر است از آشنائى( 2 ) - در اصل : با دو دولت .