مفتن كه هريك به سزا و جزاى خود خواهند رسيد ، او را بر آن داشتهاند ، اعتبار نكنى ، البته ثمرهء آن بجز دولت دوجهانى چيز ديگر نخواهد بود .
و ببايد دانست كه دنيا بقائى ندارد و شهدش به زهر سرشته است و شادى به غم آميخته . سعيد كسى است [ كه ] جانب حق مرعى دارد و از طريق عدالت انحراف ننمايد كه گفتهاند ، بيت :
جانب حق نگاه دار به صدق * تا ترا از بلا نگهدارد
پا چو از معصيت كشيده كنى * او بدست بلات نسپارد
غرض كه هرچند آن خاتون « 1 » معظمهء مكرمه مىخواست فيما بين اخوان دفع مخالفت نمايد ، فايدهاى نبود . و از جانب كارگيا مير احمد هرلحظه سخنى مىرسانيدند كه موجب خلاف بود و حضرت اعلى به نوكران و اصحاب عمل و شغل خود امرى كرد كه قطعا در هيچ محل به هيچ نوع با ملازمان و عاملان كارگيا مير احمد در مقام انتقام نباشند .
چون اول حمل شد و هوا از برودت روى به اعتدال آورد ، كارگيا مير احمد فرزند خود كارگيا رضا كيا را به رودسر با سپهسالار گيلان حسامالدين بن مولانا حسن بگذاشت و خود به سمام تشريف برد و چون اندك هوا گرمتر شد ، بفرستاد و سيّد رضا كيا را از راه نو به سمام برد و بنياد مخالفت كرد . و بعضى مردم تيمجان كه به ييلاق سمام مىرفتند چون آن بيچارهها از آن واقف نبودند ، آن سال نيز به دستور سالهاى ديگر برفتند . سيد على كياى مفتن بفرمود تا مجموع را بگرفتند و تالان كردند و هركه از متعلقان حضرت اعلى را كه به رودسر و ساير الكاى كارگيا مير احمد مىيافتند مىگرفتند و هرچه داشتند مىستاندند و طرقهاى كوه و گيلان مسدود شد .
و عجبتر آنكه در اكثر بلاد و قراى كوه و گيلان در يك خانه يك برادر
هامش
( 1 ) - در اصل : خاتونه .