تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
مىدهم ، تا طريق انصاف را مرعى داشته باشيم و هركسى به ملك موروثى خود قانع شده تا عند اللّه و عند النّاس مستحسن گردد . اگر بشنيد و همچنان كرد فهو المطلوب . هرگاه كه لاهجان از آن او نباشد او را [ با ] شما بجز طريق موافقت و مصادقت چيز ديگر اگر در دل باشد از دست نخواهد برآمد . و اگر قبول نكند و عربده كند ، چون سيّد محمد در دست ما باشد جواب او آسان تواند بود . كارگيا مير سيد احمد چون چنان كه بايد واقف احوال خود نمىبود ، گفت « هرچه صلاح مىدانيد . همچنان كنيد كه من بدان راضيم . » ايشان به خفيه بفرستادند و عساكر را كه تعلق به ديوان كارگيا مير سيد احمد داشت خبر كردند كه روز بازار رودسر بايد كه مجموع جبه و جوشن خود را در زير قبا و كلاپشته پوشيده ، به - ديوان حاضر گردند كه مهمى « 1 » در پيش است . روز سه‌شنبه كه بازار رودسر بود همچنان‌كه گفته بودند ، مجموع به بازار آمدند و در ميان بازار زره و جبه پوشيده ، مىگرديدند . و مردم تيمجان و رانكو نيز كه به بازار رفتند اكثر بران واقف شدند كه آنها مكمل شده آنجا مىگردند . اما يكى از سپاهيان رانكو ، حاجى ولك رستم نام چون چنان ديد ، از دوستان و آشنايان خود بپرسيد كه اينجا خبر چيست كه مردم همه با جبه و جوشن آراسته مىگردند و در گوراب رانكو هيچ خبر نيست . چون گفته‌اند كه السرّ إذا جاوز الاثنين شاع ، آنها دانسته بودند كه ايشان به سبب چه جمع كرده‌اند و در چه خيالند . به رستم مذكور گفت كه اين است كه به رانكو مىآئيم تا سيد محمد را از بند بيرون آريم و اينجا بياريم . چون رستم از آن حال واقف گشت ، بدويد ، و به رانكو آمد
هامش
( 1 ) - در اصل : مهم .