شعار خود ساخته فيما بين آن دو خسرو كامكار و آن دو شاهزادهء نامدار و آن دو گوهر با مقدار عداوت مىانگيخت و به نصيحت ارباب دول آگاه نگشت . فلاجرم به و بال و نكال دين و دنيا مخصوص گشت . بيت :
زبان و دست نگهدار بد مگو و مكن * بجاى هيچ مسلمان اگر مسلمانى
به ذكر خير گرا ، ارچه باشد آن بدكار * كه هست عاقبت قول بد پشيمانى
تو جهد كن ز طريق صواب درمگذر * اگرچه هست خطا از خواص انسانى
فصل دهم « 1 » از باب پنجم در ذكر مخالفت كارگيا امير سيد احمد با كارگيا ناصر كيا طاب مرقدهما .
بعد از انواع مفتنى و شرارت كه از ديالمهء و لم و سيّد على كياى بىدولت سمت ظهور يافته بود ، فكر آن كردند و به سمع كارگيا مير [ سيّد ] احمد رسانيدند كه اگر اجازت باشد ما مىتوانيم كه به رانكو بتازيم و سيّد محمّد بن حسين كيا كه آنجا در بند است و وارث سلطنت لاهجان اوست ، از آن قيد و حبس بيرون آريم ، و نزد [ حضرت ] اعلى بفرستيم كه آنچه كردهاى نيك نيست و لاهجان از آن فرزندان سيد على كياست اكنون صلاح آن كه به حصهء موروثى خود از كوه و گيلان رانكو قناعت نمائى . و ملك فرزندان سيد على كيا را بديشان بازدهى . و سيد حسين كيا را از بند آزاد گردانى و من هم ديلمان را به كارگيا امير كياى گوكه باز
هامش
( 1 ) - در اصل : فصل نهم .