تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
زين جهان جان‌ستان آزاد شد * شد جهان همچو شب يلدا سياه شد به خاك و آنچه بودش باد شد * از سيه پوشيدن خلق و سپاه
و فرزند دلبندش اميره دباج به مسند ايالت و سلطنت پدر خود متمكن گشت . سلطان حسين چون ديد كه اميره علاء الدين به جوار حق پيوست و ملك « 1 » بيه‌پس خالى از تفرقه نيست ، از لشتنشاه بگريخت و باز به مازندران رفت و حضرت اعلى لشتنشاه را به همشيره‌زادهء خود سيد داود كيا بن سيد على كيا بن سيد امير كياى گرجيانى داد و پاشيجا را به سيد على بن سيد احمد كيا مسلم داشت و چون گوكه و كيسم را به سيد امير كياى گوكه داده بودند برادر او سيد حسن كيا را كه گوكه به تصرف ايالت او بود ، ناحيهء خرگام و ديلمان دادند و تسلى او كردند و به سعادت و كامرانى به تخت لاهجان متمكن گشتند و با اركان دولت و اعيان مملكت به طريق « 2 » عاطفت و عنايت سلوك مىفرمودند و بر موجب اخلاق حميدهء جد و آباى خود با برايا كه بندگان خالق بىچون و چگونه‌اند ، به عدل‌وداد روزگار مىگذرانيد و شكر ايزدى را در
آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ
ورد زبان و هيكل جان ساخت .

فصل نهم « 3 » از باب پنجم در ذكر وفات فرزند كارگيا امير سيد احمد نور قبره و وقوع آن حادثه على وجه الاجمال .

چون فصل خزان شد و كارگيا مير احمد از سمام به رودسر تشريف
هامش
( 1 ) - در اصل : و در ملك . ( 2 ) - در اصل : بطرق . ( 3 ) - در اصل : فصل هشتم .