تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
و پاشيجا ياغى بودند ، مشورت كردند كه رعايت خاطر ايشان به چه نوع بايد كرد كه از آنچه كرده‌اند ايمن شوند رأى صايبه بر آن قرار گرفت كه به طلب همشيرهء حضرت اعلى كه در حبالهء زوجيهء سيد احمد بود بفرستند . و به انواع سخنان لين به دو پيغام كنند و ايشان را وعده‌هاى نيك بدهند كه چون شما را از آنچه كرده‌ايد پشيمان گرديد ، بيائيد تا با همديگر عهد و بيعت بكنيم . پدر شما را از بند خلاص خواهم داد و الكائى كه به تصرف شماست همچنان خواهد بود و از آنچه گذشت فراياد خاطر نخواهيم آورد . قطعه :
اگر حلاوت دنيا و آخرت خواهى * ز پند من كه سر حكمتست در مگذر عنان ز كوى خصومت بتاب با همه كس * طريق عهد وفا و ره وفاق سپر سفيه را به تحمل ز خود خجل گردان * دل فقيه به لطف و كرم به دست آور غرور نفس بود عشوهء جهان مشنو * حجاب روح بود لقمهء حرام مخور
چون سخنان خوب و لطيف پيغام كردند يكى از مفتنان « 1 » و نمامان به اميره علاء الدين رسانيد كه با سيد احمد گفت و شنيد كرده [ و ] وعده‌هاى نيك داده‌اند و غالبا بدان سخن چرب و شيرين ايشان فريفته گشته ، او [ و ] برادر خواهند رفت و صلح كرد و در اين ما بين به طلب سلطان حسين به مازندران فرستادند و او را از آنجا آوردند و در ميان طوالش بازداشته بودند . اميره علاء الدين به طلب سيد احمد بفرستاد كه بايد كه در روز با
هامش
( 1 ) - در اصل : مفتان .