تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
واقف احوال لشكر نصرت شعار گردند . واقعا لشكر [ ى ] بدان شوكت و عظمت در آن مدت از روپيش گيلان جمع نگشته بودند كه اين طرف و آن طرف آب تا سرحد كوچسفان متصل لشكر جرار كرار غيرفرار با اسب و سلاح آراسته . مصرع
همه جنگ را دست شسته به خون
استاده بودند . بيت :
لشكرش چون خيمه بر صحرا زدند * سوى دشمن موج چون دريا زدند
و اميره علاء الدين نيز با تمامى لشكر پساگيلان از گيل و طوالش و بومى و غريب كه در آن ديار بودند ، جمع كرده با شوكت تمام و عظمت مالاكلام مقابل و معارض بودند . روز چهارشنبهء هشتم رمضان سنهء اربعين و ثمانمائه ، اعادى ، حرب را آماده گشته ، حشر ايشان به حشر لشكر ظفرپيكر رسيدند و آتش قتال و جدال به فلك اعلى مشتعل شد . و كارگيا ركابزن كيا كه اسپهسالار لاهجان بود با كارگيا داود كيا بن هادى كيا كه ذكر عزل او از تنكابن رفته است كه هريك در روز هيجا همچو شير ژيان و ببر بيان بودند ، بادپاى جهان نورد را برانگيخته ، در ميان كارزار درآمده ، به ترغيب و تحريص عساكر در محاربه اشتغال نمودند . و صف از حشر و مايه‌دار را آورده در مقابلهء خصم محاربه مىفرمودند و واقعا نمونهء
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
در آن زمان پيدا شد و سرها از تن و تن‌ها از سر جدا مىگشت و بر خاك تيره مىافتاد . و تيراندازان چابك دست به سوزن سهام ، جگرهاى دريده را مىدوختند . و سرهاى بريده را به سيخ رماح ، كباب مىساختند . و از خون كشتگان آب رودخانهء سفيدرود سرخ‌رو گشت و ماهيان دريا از رنگ دماى آن روى خود گلگونه مىساختند . چون خصم فرصت يافته ، غالب گشتند ، مبارزان ميدان شجاعت محاربه‌كنان بازگشتند
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 215 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده