تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
و اصل شده ، كسانى را كه از ايشان شجاعت و مردانگى به ثبوت پيوسته ، تحسين فرموده ، به دستور گيلان زور بدهاد گفتند و بر مرسوم و مواجب ايشان بيفزودند و بزرگان را در مراتب جاه و جلال على قدر منصبهم مفتخر ساختند و آنها كه در آن محاربه جبانت و كسالت را ورد خود ساخته ، از دولت شجاعت محروم گشته بودند ، فراخور هريكى توبيخ و نفرين « 1 » نمودند و شهدا را كه در آن معركه شربت شهادت نوش كرده بودند بر مصداق زمّلوهم بكومهم و دمائهم بفرمودند تا دفن كردند رحمة اللّه عليهم و وصلهم الى روضة الجنان . از آنجا « 2 » عود كرده ، به لاهجان تشريف فرمودند و كسانى [ را ] كه زخمى شده بودند ، جراحان ماهر را كه بر سر كرده بفرمودند تا هركه را پيكان مانده باشد ، بيرون آرند و به مراهم « 3 » اشفاق و عنايت آن را برويانند و مجموع مجروحان را على قدر مراتب جراحتهم شربت و مرهم « 4 » بها دادند و در هرباب عدل را رعايت فرمودند . از افراط و تفريط احتراز نمودند . بيت :
راست بر قد خسروان جهان * كسوت عدل شد لباس حسن
و بعد از آن در تهيهء « 5 » لشكر بودند و آنچه در آن محاربه فوت شده بود ، به اندك مدت به عوض هريكى خوبتر از آن يرق فرمودند .

فصل هشتم « 6 » از باب پنجم در ذكر تسلى دادن فرزندان امير كياى گرجيانى را كه در لشتنشاه و پاشيجا ياغى بودند و چگونگى احوال ايشان

چون روزى چند از آن بگذشت ، جهت تسلى سادات كه در لشتنشاه
هامش
( 1 ) - در اصل : نفريك . ( 2 ) - در اصل : وانجا . ( 3 ) - در اصل : مراحم ( 4 ) - در اصل : مرحم . ( 5 ) - در اصل : تهنيه . ( 6 ) - در اصل : فصل هفتم .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 217 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده