تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
ملاحدهء اسمعليه بردم ، خالى از عداوت با من نيست ، آن ولايت را به من ببخشيد تا لاهجان مسلم از آن عمال بااقبال شما باشد . چون اين سخن بشنيدند ، هرچند حضرت اعلى مىدانست كه ضبط ديلمان بلاتعب ميسر نخواهد شد ، اما بنابر خاطر ايشان قبول فرمودند كه همچنان‌كه ارادت است به تقديم رسانيده مىآيد . و بر آن اصرار نمودند كه البته ديلمان را جهت آن حضرت ستانده مىشود . و كارگيا سيّد احمد نيز بدان راضى شد و حصهء لاهجان را به عمال حضرت اعلى بسپرد . و حضرت سلطان محمد كه گل نوباوهء سعادت و غنچهء چمن اقبال بود ، و ذكر ولادت همايونش كه در لمسر واقع شد رفته است ، در آن زمان به سن ده سال بود و از ايام صبى هميشه خاطر عاطر دريا مقاطرش فياض ابحار عدل [ و ] دادگسترى و بنده‌نوازى و ذره‌پرورى بود و بر خوان اكرام و افضال خود همچو حاتم طى ، صد هزار خوشه‌چين داشت . چنان كه گفته‌اند ، بيت :
گر به چشم كرم از عالم بالا نگرد * چرخ بيرون شود از ورطهء سرگردانى
لاهجان را رجوع به عمال بااقبال او كردند . و اكابر و اصاغر لاهجان به تهنيت و نثار رغبة لارهبة اقدام نمودند و مراسم عبوديات و خدمات به تقديم مىرسانيدند .

فصل پنجم از باب پنجم در ذكر تسخير ديلمان و گوكه و سلطنت ديلمان را رجوع به كارگيا سيّد احمد نوّر قبره و صورت حالاتى كه در آن زمان واقع شد .

چون با كارگيا امير سيّد احمد قرار كرده بودند كه ديلمان را به شما
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 205 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده