آن او را به رانكو بردند و به سر گوراب جاى لايق تعيين كردند و محارسان و محافظان بازداشتند تا بىاجازت تردد نكنند و قريهء راه پشته را كه آبادان ساختهء پدر او بود ، به دو بازدادند تا حاصل آن را ستانده به صرف معاش خود كند و همشيرهء بزرگ حضرت اعلى ناصرى كه در حبالهء زوجيه سيّد على كيا بن امير كياى گرجيانى بود ، بعد از وفات آن سيد به برادر او ، سيّد احمد داده بودند . همان سيّد احمد را به حكومت لشتنشاه فرستادند .
فصل چهارم از باب پنجم در تشريف بردن حضرت اعلى به لاهجان با برادر خود كارگيا سيّد احمد نوّر قبرهما
چون آن طرف آب را مدعى نماند و خاطر از آن آسوده گشت ، حضرت اعلى با كارگيا سيّد احمد به سعادت متوجه لاهجان گشتند و به تخت لاهجان نزول اجلال فرمودند و قضا به زبان حال مىگفت ، كه ؛ بيت :
دشمن آتش نهاد باد پيما را بگو * خاك بر سر كن كه آب رفته باز آمد به جو
اكابر و اشراف و اعيان لاهجان ، سر در ربقهء اطاعت آورده و كمر انقياد بر ميان جان بستند و بعد از اداى فرايض خمسه بر منابر و مساجد به دعاى دولت روزافزون قيام مىنمودند و خطبا به رؤس ملأ مىگفتند ، بيت :
اين كه مىبينم به بيداريست يا رب يا به خواب * خويشتن را در چنين راحت پس از چندين عذاب
و واقعا مردم لاهجان در حكومت سيّد حسين كيا و سلطان حسين بعد از وفات سيّد رضا كيا ، زحمت بسيار و مشقت بىشمار كشيده بودند و