تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
مصاحبت مىكرد و به شرب خمور و فسق و فجور اشتغال مىنمود و نصيحت مشفقانه را قبول نمىكرد و اميره محمد رشتى از جانب مادر ، خويش او بود و حضرت اعلى ناصرى او را از آن افعال غيرمرضيه منع مىنمود ، جماعت اشرار كه مصاحب او بودند او را بدان داشتند كه چون اميره محمد رشتى خويش شماست و حاكم پاشيجا و لشتنشاه ، مخالفتى كه مىكند به سبب آن است كه به حكومت و سلطنت سيّد ناصر كيا راضى نيستند . و اميره محمد نيز چنين صلاح مىداند كه با سيّد ناصر كيا شما را موافقت نباشد . و چون در اوايل كه حكومت لاهجان را كارگيا امير سيّد محمد به سلطان حسين مىداد ، فرضهء لنگرود را خود تصرف نموده بود و همچنان در تصرف عمال رانكو بوده است ، مفتنان و شريران آن را فراياد خاطر سلطان حسين دادند كه لنگرود را هم به تصرف دارند و به تو نمىگذارند و مثل هذا . خبرهائى كه در ضمن آن نكبات دنيا و آخرت‌مندرج بود ، تعليم مىنمودند . آن بيچاره سخن آن جماعت اشرار را قبول نموده ، از راه صواب برگشت و فكر مخالفت نمود . و او را نوكرى بود گيشبر « 1 » احمد نام . چون از آن خيال و فكر ناصواب او واقف گشت ، منع كرد و [ گفت ] آنچه در ضمير شما راه يافته است صواب نيست . ترا بجز اطاعت بندگان حضرت اعلى ناصرى چيزى مناسب نه . چون اسباب نكبت جمع گشته بود قبول نمىكرد . احمد مذكور فكر او را به حضرت اعلى
هامش
( 1 ) - شايد اين كلمه تركيبى از گيش ( - درخت شمشاد جنگلى ) و بر به ضم باء از مصدر بريدن باشد و احتمال مىرود كه تركيبى از گيشه كه در گيلكى به معنى عروسك و عروس است و بر بفتح باء از مصدر بردن به معنى برنده باشد و وجه دوم صحيح‌تر به نظر مىرسد .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 197 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده