تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣

فصل سوم از باب پنجم در ذكر مخالفت مردم پاشيجا و لشتنشاه و حكومت سيّد محمد بن سيّد حسين كيا آن طرف آب سفيدرود .

در وقتى كه سيّد حسين كيا در محاربهء لاهجان منهزم گشته بود ، او را به كنار آب سفيدرود مىگرفتند ، يك نفر فرزند او سيّد محمد نام - اسب خود را در آب سفيدرود انداخته و توكل به حضرت ربّ العالمين نموده به شناى « 1 » اسب از آب بگذشت و او را بگذرانيد و به لشتنشاه به قريهء پرجا به خانه‌اى نزد اكابر آنجائى ، مسعود سالوك دباج نام اقامت نمود . و آن دباج مقدم او را اعزاز و احترام نموده ، طريق عبوديت و رقيت را نسبت با او رعايت مىكرد و با مردم لشتنشاه گفت‌وگو مىكردند تا بعضى مردم آنجا به دو بيعت نمودند . و در آن زمانى كه سيّد حسين كيا را گرفته بودند و فرزند او از آب بگذشته بود ، كارگيا امير سيّد محمد طاب مرقده ، ولايت لشتنشاه را به كارگيا داود كيا داده بودند تا محافظت آن سرحد و ولايت بكند . چه او مرد [ ى ] دانسته و كارديده بود . و در طبع مردم لشتنشاه شرارت و فتنه انگيزى مجبول و مركوز تا به اهتمام او شايد كه آن جماعت ايقاع فتنه نكنند . و پاشيجا را همچنان‌كه قبل از اين ذكر رفت به تصرف ايالت كار گيا سيّد على بن سيّد احمد كيا كه برادرزادهء سيّد رضا كياى مرحوم بود ، بازگذاشته بودند . او نيز با سيّد محمد كه در قريهء پرجا بود به خفيه بيعت
هامش
( 1 ) - در اصل : سنا . شايد شكل ديگرى از شنا باشد زيرا كه در گيلكى شنا را « سينه او » گويند .