تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
نزد سيد امير كياى گوكه فرستاد و سفارش ايشان به واجبى نمود و بر تخريب و تسخير كوهدم اشارت كرد و فرمود كه به حكم
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
ايشان را در آنچه پدرانشان كرده‌اند « 1 » ، گناهى نيست . بايد كه مهما امكن سعى نموده نوعى به تقديم رسانند كه كوهدم را بديشان داده آيد و پدر ايشان از آن ملك بيرون رود . كارگيا امير كيا نيز آنچه ممكن بود ، تقصير نكرد و به فتواى علماى عصر ، مادر اميره سالار و سپهبد را به وجه شريعت غرّا در عقد و نكاح خود درآورده ، اميره بهادين سالار و سپهبد را در گوكه مرسوم و مواجب تعيين نموده به انواع ، رعايت و حمايت مىكرد . چون اميره انوز زن و فرزندان را نيافت دانست كه ملك از دست مىرود . بلاتوقف و تأنى به رانكو آمد و به زمين‌بوس حضرت سيادت قبابى مشرف گشت و تمهيد معذرت مىنمود و توقع عفو و اغماض مىكرد . ملتمس او را مبذول داشته به انواع عنايات پادشاهانه مخصوص گردانيدند و كوهدم را به دو مسلم داشتند اما فرزندان همچنان در گوكه بودند .

فصل هجدهم از باب چهارم در ذكر اولاد كارگيا امير سيد محمد و حالاتى چند كه در تاريخ ثلث و ثلثين و ثمانمايه واقع گشت

حضرت امير سيد محمد را فرزندان كه به حدّ بلوغ رسيده بودند پنج نفراند . از همه بزرگتر سيد ركابزن كيا بود و مادر آن سيد از كد - خدازاده‌هاى بيه‌پس بود كه اينجا آورده نقل مذهب فرموده در حبالهء زوجيهء
هامش
( 1 ) - در اصل : كرده است .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 177 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده