تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
ما دولت وصل تو نداريم و ليكن * المنة للّه كه تو همسايهء مائى
و جهت حضرت ايشان جامهء خاصه دوخته ، ارسال داشتند . و توقع نمودند كه چون ركاب همايون شما بدين مقام رسيد ، اميد كه بندگان از فرّ سايهء همايونش نصيبى يابيم و محظوظ شويم . توقع كه مير حسين طارمى را امر فرمايند كه اين بندگان را مدد نمايد و اگر از خاصگيان آن حضرت نفرى چند عنايت فرمايند يقين كه تبرك آن كافى خواهد بود و آنچه مطلوب است از عالم غيب چهره‌نما خواهد شد . چون قاصد به زمين‌بوس مشرف شد و نامه را رسانيد و جامه را بگذرانيد و از جانب سيّد محمّد تمهيد معذرت نمود حضرت پادشاه مرحوم فرمودند كه اين جامهء دولت است كه از عالم غيب به ما رسيده است بپوشيد و سر تعظيم فرودآورد كه گفته‌اند ، بيت :
تواضع ز گردن فرازان نكوست * گدا گر تواضع كند خوى اوست
و فرمود كه خوش باشد . مير حسين طارمى با لشكر روانه خدمت گردد و صد نفر از خاصگيان خود را همراه گردانيدند . و به انواع ، استمالت داده ، روانه ساخت . و چون آثار عنايت از آن صاحب دولت ظهور يافت ، دانستند كه خورشيد توفيق از مطلع آمال طلوع اقبال نمود و سعادت دو جهانى از افق كامرانى چهره بگشود . و اتفاق حسنه‌اى كه در آن ما بين واقع شد ، يكى آن بود كه سيّد حسين كيا نزد سيد امير كياى گوكه بفرستاد كه چون مهم طرفين يكيست اگر به سعادت خرگام را به كيايان كوشيج رجوع فرمايند و ديلمان را به خداوند محمد مسلم دارند يقين كه استظهار ما زياده خواهد شد . ان شاء اللّه چون جواب خصم داده آيد ، رودبار لمسر به عوض آن شما را باشد و اگر شكور را قبول فرمايند هم مضايقه نخواهد بود . و بيچاره سيد حسين كيا ندانست