است ، اينجا به حضور گفت و شنيد كرده ، آنچه ارادهء او باشد به تقديم رسانيده آيد .
چون سيد حسين كيا آن سخن را بشنيد ، سيد يحيى را روانه گردانيد تا برود و عذر گستاخيهاى خود بخواهد . چون سيد يحيى به رانكو آمد او را اعزاز و اكرام مالاكلام فرموده به وثاق خاصه فرودآوردند و به انواع ، احترام و اعزاز فرمودند . شربتهاى خوشگوار و طعامها و حلواهاى پر رنگونگار بفرستادند و سخنان پدرانهء مشفقانهء مهربانانه پيغام فرمودند .
چون دولت موافق نبود ، عقل موافقت نمىنمود . چنانك گفتهاند ، بيت :
خرد نزديك دولت كس فرستاد * كه مىخواهم كه با من يار باشى
جوابش داد دولت گفت هرجا * كه من باشم تو خود ناچار باشى
چون دولت نبود عقل موافق نيفتاد و جوابها كه مناسب نبود مىگفت و هيچ فكر آن نمىكرد كه آنجا به چه كار رفتهام . و چون نصيحت قبول نمىكردم چرا آمدم .
چون حضرت سيد چنان ديد ، به سبب آنكه شايد كه متنبه شود و از آنچه مىگويد عدول نمايد ، بفرمود تا سيد يحيى را در همان وثاق كه بود مقيد ساختند و اسب و سلاح بازستاندند و نوكرانى « 1 » كه همراه او بودند ، مجموع را به رانكو بازداشتند .
چون صورت حال بر موجبى « 2 » كه ذكر رفت ، انجام يافت ، نزد سيد حسين كيا بفرستادند كه چون شما مرد مسن و اعقل و اكمليد ، بايد كه از
هامش
( 1 ) - در اصل : نوكران .
( 2 ) - در اصل : بر موجب كه .