فصل سيزدهم از باب چهارم در ذكر فرستادن لشكر جهت تسخير قلاع كوهستان رستمدار
چون جهان از برودت فصل شتا سر از گريبان عنا بيرون آورد و نير اعظم به اول نقطهء اعتدال ربيعى رسيد در محرم اثنى و ثلاثين ثمانمايه ، لشكر كوه و گيلان را مهيا ساخته ، همراه سپهسالار نامدار محمد بن نوپاشا به صوب پشت كوه رستمدار روانه ساختند كه در قلاع آنجا كوتوالان و نوكران ملك كيومرث مرحوم بودند تا به تسخير و تخريب آن قلعهها قيام نمايد . بر موجب اشارت چون به طالقان رفتند اول قلعهء فاليسن طالقان را فتح نمودند و ضبط آن را به سردار كافى كامل رجوع نموده ، به پاى قلعهء لورا رفتند و آن قلعه را به اندك زمان مفتوح ساختند و سردارى و كوتوالى را به داداك نامى از ديالمه مفوض نموده ، از آنجا روى دولت به سوى قلعهء امامه آوردند و آن را هم مسخر ساختند از آنجا به محاصرهء قلعهء شمران شتافتند و در آن قلعه كيا رستم سبيل كه سپهسالار تمامى ممالك رستمدار بود ، اقامت داشت . و كوتوال قلعه كيا اسكندر نامى بود و نوكران نيك در آنجا جمع بودند . بنابر آن بعد از محاصرهء بسيار و زحمت بيشمار فصيل قلعه را فتح نمودند . اما قلعهء بالائين به تصرف آنها مىبود . چون چند روز نيز بر آن بگذشت ، كيا رستم سبيل نزد كيامحمد بن نوپاشاى اسپهسالار بفرستاد و امان طلبيد و طلب عهد و ميثاق نمود كه ايشان را راه بدهند تا به سلامت بيرون روند . همچنان قبول نمودند كه عهد بكنند و چون كيا رستم سبيل و كيا اسكندر كوتوال به در دروازهء قلعهء بالائين بيرون آمدند و به سر همان دروازه بنشستند و كيا محمد سپهسالار ، دو سه نفر از بزرگان را طلب