تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
كرد كه تيرافكنان و اسواران و سپاهيان را از دو طرف بازدارند و به هريكى چوب‌دستى دهند تا برقرارى كه دستورى گيل و ديلم است محاربهء ايشان را و ضبط و نسق لشكر را هنگام قتال و جدال ، به سيّد مرتضى بازنمايند . سپهسالاران عظام همچنان لشكر را پشت وديم كرده و حشر و مايه‌دار آراسته از دو طرف بازداشتند . و هريك با چوب‌دستى با هم درآويختند . و سپاهيان از اسب فرودآمده ، به همان چوب كه در دست گرفته بودند ، دست و پاى اسپان را از جانب خصم مىزدند و طبل و بوق محاربه را در خروش آوردند و بهادران در جوش و خروش آمدند و سيّد مرتضى و اكابر مازندران تفرج آن نوع محاربه كردند و انصاف دادند كه همچنان‌كه در گيلان نشان راههاى تنگ و باريك مىدهند ، بجز اين نوع نسق لشكر ميسر نيست كه محاربه شايد كرد . و از طرفين بعد از ملاحظه و تفرج ، بازگشته ، هريك به يورت خود فرودآمدند . و فرزند سيّد مرتضى ، سيّد محمد نام [ و ] فرزندان امير سيّد محمد سيّد ناصر كيا را و سيّد احمد را به ضيافت به وثاق خود طلب داشتند و ضيافت لايق به تقديم پيوست و اسب و باز متعدد و امتعه و اقمشهء مناسب پيش‌كش كرده ، روان گردانيدند . و بعد از آن سيّد احمد فرزند سيّد مرتضى را به مهمانى خواندند و وظايف ضيافت كما وجب به تقديم رسانيدند و اسبهاى تازى و بازهاى شكارى و سگهاى توله و تازى و اقمشهء اوفر و امتعهء بىمر پيش‌كش كردند و روان ساختند . و بعد از آن سيّد مرتضى و امير سيّد محمد از طرفين جهت همديگر شربت و سفره‌اى كه لايق آن‌چنان سلاطين نامدار باشد ، ارسال داشتند و با همديگر عهد محبت و صداقت كرده ، بازگشتند . و جهت ضبط رستمدار چنان مقرّر شد كه ناحيهء ناتل رستاق و كچه - رستاق را به ملك نوذر نامى از نبيره‌زادهاى طوس ملك ماضى بدهند و اين
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 154 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده