فرستادند كه زيادهروى ملك كيومرث شما را معلوم است و اينچنين فضولى كه ذكر رفت از او سمت ظهور يافته است . و سيّد مرتضى با لشكر سارى و ما از جانب گيلان متوجه دفع اوئيم اگر به سعادت پاى مبارك در ركاب دولت آورده ، هم به دفع او قيام نمايند مهم او به احسن وجوه ميسر است .
و ملك رى و آن نواحى از ضرر او و لشكريانش ايمن و آسوده خواهد گشت . الياس خواجه بر اين معنى ممنون منت گشته و لشكر قم و آن نواحى را يراق كرده به مدد بفرستاد و امير سيّد محمد سوار شده متوجه او گشت » « 1 » . . . . امير سيّد محمد با بنو اعمام خود مشورت فرمود كه صلاح چيست ؟ جواب دادند : بهتر آن است كه عازم رستمدار از راه ساحل بحر شوند . بر موجب صلاحديد بنو اعمام همچنان به تقديم رسانيدند . و چون به كنار نمكاوهرود كه سرحد رستمدار است ، رسيدند ، معلوم كردند كه ملك كيومرث به ناحيهء خيرهرود « 2 » به موضعى كه مشهور است به چلكشار « 3 » اقامت دارد . و آن موضع از دامن كوه تا لب دريا بغايت نزديك است و از تشابك اشجار شمشاد كه مردم گيل آن را كيش مىخوانند ، صرصر عاد را بدان موضع عبور متعذر است « 4 » .
چون تحقيق كردند كه مقام ملك كيومرث كجاست و بعضى از ملوك كه از بىعنايتى ملك كيومرث ، به گيلان آمده ، توطن داشتند و طرق آن مقام را صاحب وقوف بودند ، در پيش استاده ، لشكر ظفر پيكر را بدانجا بردند .
هامش
( 1 ) - تا اينجا عين عبارات تاريخ طبرستان و رويان و مازندران مير ظهير الدين است كه از صفحات 350 - 351 و 352 چاپ تهران بهمن ماه 1333 شمسى نقل شد .
( 2 ) - نام اين رود امروز با « خير » عربى كه بمعنى نيك و خوب است تركيب است .
( 3 ) - آبادى چلك امروز در غرب چلندر است ولى كلمهء « شار » با آن تركيب نيست .
( 4 ) - امروز نيز به همين وضع است .