تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
داود كيا آتش زد . و جمعى مردم تنكابن كه حاضر بودند آنچه وظايف مردى بود به تقديم رسانيده ، بسيارى را به قتل رسانيدند و در آن ميان دو نفر سيدزاده‌ها از بنو اعمام سيّد داود كيا را به قتل آوردند و بازگشتند . مردم تنكابن و سادات گرجيان كه به گيلان بودند ، در عقب تاخته بسيارى از مردم رستمدار را به قتل آوردند و ملك كيومرث و فرزندان به جرثقيل از آن گرداب فتن كه انگيخته بودند جان بيرون بردند و قضا به زبان حال مىگفت ، بيت :
اين گردوغبارى كه برانگيخته‌اى * باران دو صد ساله فروننشاند « 1 »
الغرض كه چون قصه بر وجه مذكور واقع شد ، در سنهء اثنى و ثلاثين و ثمانمائه ، بندگان امير سيّد محمد ، از آنجا كه كمال همت جهان‌گيرى و عدوسوزى و محب‌ّنوازى بود ، لشكر گيل و ديلم را جمع كرده ، از امراى پسا گيلان مدد طلبيدند و نزد سيّد مرتضى به سارى فرستادند كه ملك كيومرث در مقام عداوت و مخالفت است و دو سيد را به درجهء شهادت رسانيده ، در ملك خود به استقلال نشسته است . اكنون اگر كرم فرموده دربارهء دفع او مدد فرمايند و اتفاق كنند تا او را جواب داده آيد ، دور از مروت و فتوت هاشمى نخواهد بود . سيّد مرتضى نيز قبول نموده جواب داد كه خود خواهم سوار شده ، از طرف مازندران به رستمدار درمىآيم شما نيز از آن طرف گيلان تشريف فرمائيد كه كار او بسازيم . و همچنين نزد امير الياس خواجه ، مولانا بدر الدّين منجم را به قم
هامش
( 1 ) - اصل شعر بدين صورت است :باران دوصد ساله فروننشاند * اين گرد بلا را كه تو انگيخته‌اى