گيل را با چند نفر ديلم كه در خدمت بودند ، به سر وقت ايشان بفرستاد و به موضعى كه مشهور است به كاشكو بديشان هجوم نمودند و حربى عظيم واقع گشت و آن دو نفر هزار اسپى با بسيارى از برگشتهبختان به قتل آمدند و مهدى كيا بر مصداق
فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ
منهزم گشت . و تنها جان بدر برد . يقين كه چون آفتاب دولت عنايت الهى پرتو سعادت نامتناهى خود را بر فرق همايون يكى از بندگان خود اندازد و پايهء مرتبهء او را بذروهء اعلى رساند ، هركه در ظل رأفت آن كس سرافراز گردد ، دولتى يابد سرمدى و سعادتى « 1 » جويد ابدى و آن كس كه از آن سعادت استبعاد نمايد ، در تيه ضلالت سرگردان گشته ، هرگز بوى هدايت نشنود . و نور سعادت نبيند چنان كه شاعر گويد ، شعر :
تيغ و سپر ز مطلع فخر آورد برون * تير و كمان چرخ به دو گردد اسپرى
آتش در آب تيغ سحرگه نهان كند * كالبرق فى سحاب و جرا ( ؟ ) فى الاخكرى
شمشير تابناك فلك را دهد فروغ * كالضينى فى الضلانه ( ؟ ) وجه الغضنفرى
آن كالتجا به حضرت بارفعت تو كرد * ايمن شد از عواقب دوران داورى
هامش
( 1 ) - در اصل : سعادت .