تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
كربت به‌سر مىبردند و مردم خرگام به حال خود بودند و ديالمه گرجيان و گليجان همچنان متابعت امير هندوشا كه حاكم و والى ايشان بود ، مىكردند و در اين ميان نبودند و ضبط و نسق آن ولايت را در محل نوشته مىشود ان شاء اللّه . و بعد از اين فتح شكور و رودبار لمسر و الموت بىتفرقه همچنان تعلق به حضرت امير سيّد محمد داشت و غيرى را در آن مدخل نبود و ديلمان را به سيّد حيدر كيا مسلم فرمودند و عطيه نمودند .

فصل ششم از باب چهارم در ذكر خروج مهدى كياى كاميارود و چگونگى حال او .

از كبار ديالمه جمعى كه مشهورند به كامياروند و آنها قبيله‌اى بزرگند و از آن جمله يكى بود مهدى كيا نام و او مرد شجاع و پهلوان عصر خود بود اما مفتن و ذوجهتين و منقلب المزاج بوده است . چون كيا جلال الدين هزار اسپى به سفك دماى ديالمه مايل گشت و جمعى را بكشت ، اول كسى كه او را بگذاشت و به گيلان آمد و امير سيّد محمد را به زمين‌بوس رسيد ، او بود . و حضرت سيد كامگار ، جانب او را بسيار رعايت كردند و اعزاز و احترام ما لا كلام به تقديم رسانيدند و سپهسالارى و سردارى رانكو را به دو رجوع فرمودند و مدّتى خدمت « 1 » پسنديده مىكرد . اما از سبب خبث طبيعت خود ، ايمن نبود و به حكم « الخائن خائف » هميشه در وهم بوده ، احتراز از تهلكه مىكرد . و در وقتى كه قتل ديالمه واقع شد ، در آن ميان غالبا حاضر نبوده است و نمىدانم كجا بوده غرض كه چون از احوال ديلم
هامش
( 1 ) - در اصل : خدمتى .