كه به تسخير ولايت شكور اقدام نمايد . فلهذا سرا و جهرا به اغواى مردم شكور مىكوشيد و ايشان را وعدههاى نيك داده ، به افساد و اغوا رهنمونى مىكرد . تا بعضى از ديالمه طريق عناد و فساد را شعار خود ساخته ، به رهزنى و دزدى قيام مىنمودند . و در هرگوشهاى تالان و غارت مىكردند و از جمله
يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً
مىگشتند و با مردم به طريق عناد قيام مىنمودند . و سيّد رضا كيا و سيّد محمد كيا هرچند به نصايح و مواعظ اقدام مىنمودند و صلات و هبات مىدادند ، فايده نكرد . و بر مقتضاى طبع لئيم خود به شرّ و فساد بيشتر مىكوشيدند و از آئين و سعى فى خرابها برنمىگشتند .
بنابر آن بعد از مشورت بسيار و تدبير بىشمار صلاح چنان دانستند كه از امراى هزار اسپى ، كيا هزار اسپ نامى را به حكومت شكور نصب فرمايند ، تا شايد كه آن جماعت نابكار از آن عمل اشرار بازآيند ، نيامدند . و همچنان بدان افعال بد اصرار مىنمودند و جهت تسكين مواد فتنه و تسلى خاطر اميرهء كوشيج ، با او وصلت كردند ، تا شايد كه از افساد و اغواى مردم بازآيد ، فايده نكرد . و اگر به ظاهر در مقام انقياد و اطاعت بودند ، اما باطنا بر اضلال اصرار مىنمودند . چون ديدند كه تدبير نيست با خود گفتند . كه ؛ شعر :
سفله را منظور نتوان ساختن كو خوب روست * ميخ را در ديده نتوان كوفتن كو از زرست
چون حضرات سادات به تحقيق دانستند كه فايده نمىكند و تدبيرى نيست ، فكر دفع ايشان كردند و بر فحواى اين بيت كه : بيت
فكن صارما كالوقت فالمقت فى عسى * و ايّاك علىّ فهى اقبح علّة « 1 »
هامش
( 1 ) - گذران باش يا برّا باش همچون وقت زيرا كه مورد خشم شدن در عسى ( اميد است ) گفتن و زنهار از « على » ( - باشد كه من ) كه آن زشتترين درد است .