تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
و پاشيجا را به برادر ديگر - كارگيا محمد كيا - نام دادند ، لشتنشاه را از آن حكومت افراز نموده ، به عم‌زادهء خود سيد ناصر كيا بن سيد حسين كيا كه در محاربهء گرزمان سر به قتل آورده بودند ، بخشيد . و با جمعى بنو - اعمام و اصحاب و اعيان ملك به طريق عاطفت سلوك مىكرد . و جميع عمر خود به جمع مال قيام ننمود برزقا جديد روزگار مىگذرانيد . و رزق صباح را مسا و مسا را صباح پيدا مىكرد . و جميع اهالى ملك از او خوشنود و راضى بودند . و بنو اعمام نيز همچنين شاكر و داعى ، مگر سيد حيدر كيا بن سيد حسن كياى گوكه [ كه ] بنياد عربده و طغيان كرد . چون ديدند كه آنچه از او سمت وقوع مىيابد ، مناسب دولت نيست ، او را طلب داشتند . سيد حيدر كيا طوعا او كرها چون به لاهجان آمد ، و به زمين‌بوس مستسعد گشت ، آنچه موجب نصايح مشفقانه بود ، با او بگفتند . مطلقا نصيحت مؤثر نشد و [ از ] آنچه در جواب مىگفت بوى مخالفت و عناد مىآمد . از آن سبب او را محبوس ساختند و گوكه را به برادرزادهء او مسلم داشتند و او را همچنان محفوظ و محبوس به پاشيجا نزد برادر خود فرستادند تا آنجا محافظت نمايند .

فصل سيوم از باب چهارم در ذكر گريختن سيد حيدر كيا از حبس و رفتن به اردوى پادشاه صاحب قران امير تيمور گركان .

چون بعد از درجهء شهادت يافتن سادات در رشت ، استيلاى امراى هزار اسبى به شكور و كوشيج به ديلمان ، ضبط آن ممالك به دست ايشان واقع شده بود . و سادات كه باز به روپيش گيلان درآمده بودند و دفع
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 119 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده