تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
را باز فرستى و الا هرچه واقع شود ، گناه از جانب من نخواهد بود . و برادرم را به من فروختن مناسب حال نبود . و از اين خيال بايد بيرون آمدن تا ندامت حاصل نشود . و كارگيا امير سيد محمد نيز بر همين منوال تنبيه نمود . چون سيد يحيى كيا دانست كه آنچه كرد بر خاطر بنو اعمام مناسب نبود ، فىالحال ابريشم را بار كرده باز فرستاد و عذر بسيار خواست . اما خالى از خوف نبود . حضرت سيد رضوى شعارى تسلى او را ، همشيرهء مخدرهء خود را به عقد نكاح به دو داد و او را از آن كدورت بيرون آورد . چون از حبس كارگيا [ سيد ] حسين كيا سه سال يا پنج سال و العلم عند اللّه بگذشت و در ملك قرارى پديد آمد ، او را خلاص دادند و به انواع ، نصايح گفتند و پاشيجا را به دو مسلم داشتند . چون شش ماه كمابيش از آن بگذشت سيد حسين كيا توقع نمود كه او را به لاهجان جاى بدهند تا به عبادت حق تعالى مشغول گردم كه در پاشيجا بودن نمىتوانم . بر موجب ارادت او در لاهجان موطن و مسكن كه خاطرخواه بود ، تعيين كردند . و در شهر و بازار و قرا ، هرجا نصيبى افراز نموده به دو دارند . از آن جمله به كنار سفيدرود قريب به فرضهء لنگرود قريهء كه موصوف و موسوم است به راه پشته به دو بخشيدند و آن قريه را اراضى غامر بيش از عامر بود و سبب خراب بودن آن مقام قلت آب بود كه جهت مزارع برنجار وفا نمىكرد . سيد حسين كيا سعى بسيار نمود و آبگيرى و سطلى وسيع « 1 » در آن مقام احداث فرمود . چنان كه تمامى خرابه‌هاى آن قريه بر آن آب آبادان و معمور گشت و الحالة هذه عمران آن مواضع از آن بركه و آبگير است .
هامش
( 1 ) - در اصل : سطلى وسيعى . سطل به فتح سين و طاء مؤلف يا به فتح سين و تاء منقوط در گيلكى به معنى استخر است .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 118 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده