تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧

فصل دوم از باب سيوم در ذكر مدد طلبيدن اميره دباج فومنى به جهت تسخير گسكر و وقوع حادثه‌اى كه در آن زمان سمت سنوح يافت .

چون اميره ساسان گسكرى بر قيد « 1 » و حبس اميره محمد رشتى واقف گشته بود ، سخنان گستاخانه نزد اميره دباج پيغام مىكرد كه آنچه كردى مناسب نيست ، بايد كه اميره محمد را خلاص گردانى و اگرنه فيما بين طريقهء اطاعت مرعى نخواهد ماند . و اميره دباج به سخن او التفات نمىكرد و او نيز مخالفت را شعار خود ساخته بود . چون فيما بين سيد هادى كيا و اميره دباج مصالحه مرعى شد ، نزد سيد پيغام كرد كه ساسان گسكرى با من مخالفت كرده است و به استخلاص اميره محمد ساعى است . ارادت بر آن آن است كه به گسكر رفته او را به حدّ او بازداشته شود . اگر تيمنا از عساكر بيه‌پيش چند نفرى را ارسال دارند ، موجب تضاعف مودت و صداقت خواهد گشت . سيد هادى كيا بر موجب ارادت او ، سيد محمد كيا را كه والى پاشيجا بود ، با پانصد نفر مرد كار به مدد اميره دباج روانه گردانيد . چون ايشان به فومن رسيدند ، اميره دباج سوار شد و عازم گسكر گشت . اميره ساسان چون به مقابله درآمدن نتوانست ، گوراب گسكر را بگذاشت و به دامن كوههاى گسكر ملتجى گشت . اميره دباج به گوراب گسكر درآمد [ و ] فرودآمد . چون خسرو فلك چهارم به افق مغرب رسيد و گرد خرگاه افق خيمهء شام را به طناب مستطاب [ ؟ ] محكم گردانيد ، ساسان گسكرى شبيخون را
هامش
( 1 ) - در اصل : در قيد .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 97 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده