نمود و به سر بازار لاهجان ، به قرب و جوار سيد مغفرت پناه سيد خوركيا دفن فرمودند . و مردم لاهجان را از فقها و صلحا و شهريان و لشكريان آش تعزيت دادند . و هفت روز به ختم قرآن و خواندن وعظ و تقسيم درهم و دينار ، جهت رفع مظالم شهدا مشغول گشتند . و بر بالاى آن مزار بنياد عمارت عالى كردند و جهت مستحقان و مترددان و فقرا و مساكين ، اوقاف تعيين نمودند . و مدت استيلاى مخالفان در بيهپيش پنج ماه بود .
بعد از آن سيد هادى كيا بنياد عدلوداد كرد . اما به حكم الإنسان حريص على ما منع چون حرص بر طبع نوع انسان مجبول است و برادر زادهها را در سن شباب ديد ، طمع در ملك موروثى ايشان كرد و لاهجان را خود قبول نمود . و فرزندان سيد امامت پناهى سيد على كيا نوّر قبره را در آن ملك دخل نداد و رانكو كه ملك فرزندان سيد مهدى كيا بود ، هم بديشان رجوع ننمود . به جلدوى قتل توملج ، به فرزند خود سيد محمد كيا بخشيد . اما گوكه را به فرزند سيد حسن كياى سيد حيدر كيا داد و كيسم را به سيد ناصر كيا بن حسين كيا رجوع كرد . و فرزندان سيد على كيا و سيد مهدى كيا را به لاهجان وظيفه تعيين نمودند و پاشيجا را به سيد محمد كيا بن بازى كيا هبه نمود و لشتنشاه در آن زمان داخل حكومت پاشيجا مىبود و تخت آن ملك ، گوراب پاشيجا بوده است . و گوكه را به فرزند خود ابراهيم كيا رجوع كرد . چون تقسيم ولايت بيهپيش بر موجبى كه مسطور شد كردند ، فرزند خود سيد يحيى كيا را به تنكابن فرستاد و ملك موروثى خود را به دو مسلم داشت . و روزگار به بهجت و سرور و غبطت و حضور بر او مىگذشت .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص٩٦