باب سيوم در ذكر خروج سيد هادى كيا از تنكابن و مستولى شدن به روپيش گيلان و حالاتى كه در آن ايام واقع گشت و آن مشتمل است بر چند فصل :
فصل اول از باب سيوم در ذكر رسيدن سادات كه در فومن مقيد بودند به تنكابن و نهضت نمودن سيد هادى كيا به صوب رانكو .
چون سادات فومن رسيدند و مكتوب اميره دباج را رسانيدند ، حضرت شجاعت و سيادت دستگاهى ، لشكر تنكابن را جمع ساخته ، متوجه رانكو گشتند . چون خبر توجه رآيات فتح آيات به سالوك مرداويج رسيد بجز آنكه به مدافعه قيام نمايد ، چارهاى نديد . فىالحال توملج « 1 » را كه ذكر رفت ، با جمعى از معتقدان خود به سياكلهرود فرستاد و به موضعى كه مشهور است به سپاهى تلدشت ، قريب به قريهء خاجان « 2 » كه مزارع برنجار آن قريه بغايت عميق و دشوار العبور « 3 » اسب و اسواران است و بالاى برنجار تا پائين كوه ، جنگل عظيم بود كه از تشابك اشجار باد را در آن ميان گذر
هامش
( 1 ) - در اصل : تولمج .
( 2 ) - در اصل : جواجان .
( 3 ) - تركيب غلطى است .