است . فرمود كه مرا بى او زندگانى نمىبايد . و به دستور جد بزرگوار خود - حسين بن على عليهم السلام - اسب را پاشنه زد و بر مخاذيل حمله كرد . اولاد و اخوان به اتفاق بر اعدا تاختند و بسيارى را بينداختند و جمع كثيرى « 1 » از بغات و عصات را به درك اسفل رسانيدند . اما چون اعادى غالب بودند ، فايده نكرد . و بمقعد صدق عند مليك مقتدر جاى يافتند و از دست ساقى كوثر شراب طهور نوش كردند .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
و سيد حسن كيا با جمعى از سادات ، مثل سيد ابراهيم كيا و سيد عبد اللّه كيا ابنان سيد على كيا امامت پناه و سيد على كيا ابن ناصر كياى كوچسفانى همه همين شربت چشيدند و غازيان دين و مبارزان راه يقين بسيارى به درجهء شهداى كربلا رسيدند . رضوان اللّه عليهم اجمعين . نظم :
به بازار دهقان درآمد شكست * نگهبان گلبن در باغ بست
تهى ماند باغ از رخ دلكشان * نه آواز بلبل نه از گل نشان
فلو كانت الدنيا بقاء لساكن * لكان رسول اللّه فيها مخلدا
و ما احد يبقى من الموت سالما * فان المنايا قد اصابت محمدا
للّه الحمد و المنة كه سادات اسلام آيات اگرچه شهادت يافتند ، نام نيكو در اين جهان فانى از ايشان باقى ماند و در ازاى آن لعن و طرد و مقت تا انقراض عالم نصيبهء اشرار نابكار گشت و مضمون « الا لعنة اللّه على القوم الظالمين « 2 » » صفت خذلان آنها آمد . بيت :
ظالم برفت و قاعدهء ظلم از او بماند * عادل برفت و نام نكو يادگار كرد
و از نتايج آن خلاصهء نوع انسان و اولاد و اخوانش به جاى هريكى دهى ديگر بطنا بعد بطن در مسند خلافت و سلطنت و جهاندارى و اسلام
هامش
( 1 ) - در اصل : جمعى كثيرى .
( 2 ) - در اصل : على الظالمين .