لا إله الّا اللّه تيغ حرام است ، خاصه در ماه صيام كه شهر حرام است و در او قتال جايز نداشتهاند . اگر صلاح باشد ، رشت را گذاشته به خانهء خود رويد تا چون عيد كرده آيد اگر صلح باشد و اگر جنگ ، آن زمان ببينيم كه چه مىبايد كرد و همچنان به تقديم رسيد .
چون رسالت را استماع نمودند ، جواب دادند كه دباج را بگو ، كه آنچه در كوهدم كردهاند ، انتقام آن بر ما لازم است و در ماه رمضان سادات را محبوس داشتن و لقمهء حرام دادن هم جايز نيست . بيت :
چو بد كردى مشو ايمن ز آفات * كه عادت شد « 1 » طبيعت را مكافات
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقامٍ
و اين است كه متوجه فومنيم و بعون اللّه آنچه با سادات در كوهدم كردهايد ، سزاى آن خواهند ديد . چون وقت نماز شد ، به مسجد رفتند و وضو ساختند ، به نماز مشغول گشتند و اصحاب نيز مجموع به اداى صلات قيام نمودند و رعايتى كه در صلات خوف در كتب فقيهه مسطور است ، چون آنچنان خوف نداشتند نكردند . مصراع :
چو برگشت زنجيرها بگسلد
چون عقد نماز بستند از حشر خبر رسيد كه اينك خصم رسيده است .
فىالحال جبهء سيد را به مسجد درآوردند و چون سيد به عجاله نماز را آخر كرده جبه بپوشيد و سوار شد و محاربه قايم شده بود و نيران قتال و جدال به فلك تاسع اشتعال مىزد و محاربه به مايهدار رسيده بود و سواران جهاد آئين در حرب و ضرب مشغول بودند . و حضرت رضوان شعارى سيد مهدى كيا را شربت شهادت چشانيده بودند . سيد حسن كيا به حضرت امامت پناهى گفت كه بيش از اين اقامت برنمىتابد . فرمود كه سيد مهدى كيا كجاست ؟ گفتند كه به درجهء شهادت رسانيدهاند و آن است كه آنجا افتاده
هامش
( 1 ) - كه واجب شد .