تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
چون بر موجب مذكور عهد كردند ، در قلعه باز كرده بيرون آمدند . اميره محمد رشتى وفا بر عهد اميره دباج نكرد و در عقب سادات تاخت . سادات و مردم روپيش گيلان چون چنان ديدند ، بازگشتند و آنچه موجب شجاعت بود ، به تقديم مىرسانيدند و سادات بنفسه به دستور آباى كرام خود در آن نبرد با ببر بيان و شير ژيان دعواى زبردستى نمودند . اما فايده‌اى نبود و قضا به زبان حال مىگفت كه ، بيت :
كسى به گردن مقصود دست حلقه كند * كه پيش تير بلا جان سپر تواند كرد
چون با تقدير تدبيرى نبود ، مجموع سادات دستگير گشتند و سپهسالار گوكه - رهىزاد نام - آنچه غايت مردانگى بود ، در آن محاربه به تقديم رسانيد و با اولاد سام نريمان لاف شجاعت و مردانگى مىزد و جمعى از اعادى بدكردار را به درك اسفل مىرسانيد و به دستور بهادران گيلان ضرب متعدد شمشير « 1 » بر خود خود به اصحاب خود بنمود و اسوارى كرده خواست تا بيرون آيد . چون بشنيد كه سيد حيدر كيا مقيد شد بازگشت و جمعى از اسواران گوكه اتفاق كرده ، خود را به معركهء خصم رسانيدند و داد مردى مىدادند و هركه چنان مىديد مىگفت ، بيت :
رزمى كه تو كرده‌اى كنون رستم زال * زالى شود ار ببيند آن را در خواب
و رهىزاد با موافقان شربت شهادت نوش كردند و خصما با نصرت و فرصت با لشكرگاه خود معاودت نمودند و سيد حيدر كياى گوكه و على كياى ناصر كياى بجارپسى كه والى كوهدم بود و بازى كياى محمد كيا را اميره دباج به فومن بفرستاد و ساير سادات را با اكابر و اشراف ، اميره
هامش
( 1 ) - در اصل : متعدد ضرب شمشير .