تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
اعتقاد تمام بابيل و گرباس به حفر جوى مشغول شدند و به مدت دو سال « 1 » آن طاق و آن جو به اتمام رسيد و آب جارى شد . الحمد للّه على جزيل نعمائه . و آن طاق تا ايام حكومت مغفرت پناهى ، سيد ناصر كيا نور قبره ابن سيد غفران شعارى كارگيا امير سيد محمد برّد مضجعه بر حال خود بود و بعد از آن خلل بر آن طاق راه يافت و فروافتاد . و مغفرت پناهى مشار اليه بالاتر از آن حفر جوى عظيمى فرمودند و متصل بدان جوى اول ساختند و الحالة هذه همچنان آب جارى و سارى است و مردم ممالك مذكوره از آن انتفاع مىيابند . و اين حكايت در محل خود مذكور خواهد شد . الغرض كه چون حضرت امامت پناهى در آن كار مشغول بود ، اميره محمد بفرستاد كه چون آن حضرت مرتكب كار خير است ، اگر اجازت باشد بيائيم و وظايف خدمات به تقديم رسانيم و ديده را به نور امامت آن حضرت منور سازيم . رخصت دادند و فرمودند كه چون فيما بين مبانى محبت مؤكد است ، تشريف فرمودن شما هرآينه موجب ازدياد مخالصت و و داد خواهد بود . و اولياى دولت طرفين شادان و فرحان و اعداء در عين نكبت و خذلان ، سرگردان خواهند گشت . چون اميره محمد يرق ملاقات كرد ، سيد على كياى كوچسفانى فكر كرد كه [ چون ] به كوچسفان برسد او را محبوس گرداند و به قصاص پدر خود كه در محاربه تير مجهولى به دو رسيده بود ، به قتل آرد . اين سخن را شخصى كه در ميان بود ، به اميره محمد رسانيد . اميره محمد از راه كوچسفان برگشت و به كوهدم رفت و به حضرت سيادت قبابى رسيد . او را اعزاز نموده ، به لاهجان درآوردند و ضيافت كمايليق
هامش
( 1 ) - در اصل : به مدتى دو سال .