تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
بودن او در شكور موجب ندامت و پشيمانى گردد . صلاح چنان مىنمايد كه او را بر موجب شريعت غرا ، نصيحتى رود تا ببينيم كه در چه مقام است و چه در سر دارد . مجموع فرمودند كه راى راى آن حضرت است . هرچه بر ضمير منير منطبع گردد ، همچنان خواهد بود و ما بندگانيم و سروجان فداى آن حضرت است . اما آنچه بر خاطر خطور كند واجب است كه معروض گردانيم . چنان به خاطر بندگان درمىآيد كه اول بر موجبى كه فرمودند به طلب او بفرستند و اشارت كنند كه ما مردم اهل صلاح مىباشيم و بر ما فرض است كه آنچه توانيم به مواعظ و نصايح ، اهل زمانه را از تيه ضلالت به صحراى هدايت رسانيم و آنچه حق باشد پوشيده نگردانيم . اگر شما تشريف فرمائيد ، ما در سرحدكوه و گيلان با هم ملاقات كنيم . و آنچه حق تعالى بر بندگان فرض كرده است ، به خدمت برسانيم و فيما بين معاهده رود [ كه ] عند اللّه و عند الناس مستحسن خواهد بود . اگر قبول كردند و ملاقات را قبول داشتند ، فهو المطلوب . همچنان بعد از صحبت و اداى مواعظ و نصايح صورت معاهده مؤكد گرداند و الا كه سخنان بيرون از صواب گويد ، آن زمان فكر به صواب انديشيده آيد . حضرت امامت پناه بر موجبى كه اصحاب و احباب صلاح ديدند ، از تائبان يكى را بفرستادند و آنچه موجب دولت دارين او بود ، به دو رسانيدند . كيا ملك را چون روزگار برگشته بود ، جوابى كه فرمود لايق نبود و حكايت تند پيغام كرد و سخن از شوكت و عظمت خود گفت . چون قاصد معاودت نمود و آنچه شنيده بود ، تقرير نمود ، حضرت امامت پناهى فرمودند كه كيا ملك را آخر ايام دولت است به سبب آن آنچه مىگويد و مىكند نه بر وجه صواب و نهج سداد است . و در آن ايام از نبيره‌ها و اقوام علاء الدين ملحد در ديلمان شخصى
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 53 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده