تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
نموده‌اند ، او نيز لشكر ديلمستان را جمع كرده ، به مقابله و مدافعه بيرون آمد . و به سىجيران لشكرگاه كرد و حرب را آماده گشت . چون دو لشكر به هم رسيدند و به مقابلهء همديگر فرودآمدند ، روز ديگر مصاف دادند و حرب عظيم شد و بسيارى از گيل و ديلم به قتل آمدند . كيا ملك منهزم گشت و فرار نموده ، متوجه تخت خود كه قريهء چاكان بود ، شد و لشكر منصور تا لوسن تاختند و كياى مشار اليه هيچ‌جا نتوانست بازگشت . اما به لوسن توقف نمود و اندك محاربه‌اى كرده ، به انهزام تمام از جيكه - بژم گذشت و به الموت رفت . صورت اين فتح را حضرت سيادت قبابى به لاهجان مبارك ، نامه نوشت كه اعلام ملازمان امامت قبابى مىرود كه ارباب بغى و طغيان و اصحاب فساد و عصيان چون در مقابلهء عساكر نصرت قرين درآمدند و با پهلوانان رزم‌زن پيل‌افكن به پيكار درآويختند ، به يك لحظه همچو پشه‌اى ضعيف كه تاب اقامت نزد صرصر فنا ندارد ، متلاشى گشتند و ظلام غمام آن جماعت بىعاقبت ، به هبوب عنايت الهى از پيش آفتاب سعادت انتماء آن حضرت برخاست « 1 » و خورشيد سلطنت و معدلت آن فرخنده مآل از اوج كامرانى و ذروهء شادكامى طالع و لامع شد و بسيط ممالك ديلم از كدورت معاندت اعداى مغلوبهء منكوبه خالى ماند .
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ .
اكنون اشارت چيست و رياست و حكومت شكور به كدام كس مفوض خواهد بود ، تا بر آن موجب قيام رود . چون قاصد خجسته‌پى ، صورت اين فتح را به مسامع عليهء امامت قبابى رسانيد ، به منشيان بلاغت آثار فصاحت شعار امر فرمودند كه احوال اين فتح را با ساير فتوحات كه در آن چند مدت واقع شده بود ، به اطراف
هامش
( 1 ) - در اصل : برخواست .