تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
قصور هستى فروريخت و رعد تفنگ كشور آشوب تكرار بلا بر سر پير و برنا بيخت و از هول آن صاعقه و رعب آن حادثه جان از تنگ ناى تن بسوى مأمن عدم گريخت . كار بر دليران جانبين سخت و بختياران را هنگام برگشتگى بخت شد . در آن درياى پرشور و در آن گرداب با فتور نخل بالاى بهادران معركه‌آرا را آب از سرو پدر از يارى پسر گذشت و در آن بحر عميق قعر بعيد غور يعنى لجهء پرخون فلك كشور ملك بيك بارگى غرق گشت . نظر بقلب معلول اكثرى از تفنگچيان آتشين‌زور شعبده‌باز پاى ثبات سپاه متزلزل و قوت و ظفر كه هميشه لازم آن لشكر بود بضعف و شكست مبدل گرديده ، شكست يافتند و روى از وادى و عنان از ميدان دلاورى برتافتند و ملتزمان موكب مسعود و جان نثاران ركاب سعادت نمود در خدمت مواكب خديو گردون عدت بجانب الكاى فارس و صوب قلعهء شيراز شتافتند . محمد حسن خان وارد اصفهان و كامجو و كامران توقف نمود .

وقايع سال همايون فال لوىئيل مطابق 1169

ديگرباره آغاز فروردين و هنگام گلشن‌آرائى ازهار و رياحين گشته ، نقاش ربيع نقشهاى بديع بر صفحهء كوه و هامون نگاشت و سردار سپاه كينه‌خواه قواى ناميه رايات خضراى شقهء نوباوگان و اعلام گلگون پرچم گل و ارغوان را در دار الملك چمن برافراشت . افغان هزار از آذربايجان گلزار برآمده و ترك‌تازان لشكر بهمن را نوبت تسلط كشور چمن بسر آمد . داراى گيتىگشاى گل ديگر بار در قصر شاخسار چمن چهره بآرايش بزم گلشن برافروخت و آتش برق بهارى رخت خس و خار را كه به حكم فرمانفرماى دى در ساحت باغ ممهد بود بسوخت . مجلس عيد و محفل سعيد در دار العلم شيراز نگارفرمائى و بساطآرائى آرايشى كه از بديع‌پرداز تبت و طراز يافته خلاع بسيار و اقمشهء زرنگار سران سپاه و چاكران درگاه را حليهء جيب و كنار شد . محمد حسن خان ارادهء يورش الكاى فارس كرده ، بنه و اقروق را در دار السلطنهء اصفهان برجا گذاشته ، امير گونه خان افشار ايرلو را حاكم اصفهان و خود با لشكرى جرار بصوب فارس ايلغار نموده و چندى در آنجا بيمين و يسار شتافته و به هيچ
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 54 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى