تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
غافل از سنگر عبد العلى خان رسيده ، بر سنگر صعب حمله آورده عبد العلى خان و لشكر او كه در مهد بىخبرى آسوده و در بستر غفلت خوابيده و غنوده بودند از قضيه آگاه و متوجه بتنظيم لشكر و سپاه گشته ، اندك تك‌وپوى كردند . لشكر محمد حسن خان بر سنگر مستولى و سنگر مزبور را بغلبه بدست آوردند . عساكر عبد العلى خان از معرض مذكور گريخته و اكثرى بدرياى طرفين ريخته و در پيمودن طريق عدم با مقتولين معركه رفيق شدند . معدودى كه از آن معركهء پرمهلكه خلاص يافتند بسوى لاهيجان شتافتند و نيز از ورود لشكر شكسته متوحش و روى از محافظت خود برتافتند . فراريان سپاه عبد العلى خان و متواريان لشكر خسرو خان مكرى با عساكر مأمور برشت وارد گشته ، آزاد خان را پاى ثبات و قرار از جاى و قوت و قدرت از دست و پاى رفته ، امكان خوددارى و طاقت پايدارى امير و مأمور نماند . آزاد خان در روز شيوع اين خبر و ورود و شكست لشكر بنه و اغروق و اثاث و اسباب دولت را برجا گذاشته ، رايت عزيمت بجانب دار السلطنهء قزوين برافراشت و او را فرصت نشد بعضى از ملتزمان ركاب خويش را كه در بلدهء رشت حضور داشتند با خود بردارد فكيف اكثر لشكريان را كه بقراء و اطراف بلوكات نشيب و فراز رفته بودند از قضيه آگاه و با خويشتن همراه تواند نمود ؟ محمد حسن خان باستعجال وارد رشت ، دو سه روز به جهت آسودگى لشكر و تهيهء اسباب سفر مقيم گشت و از آنجا بعزيمت الكاى آذربايجان و تسخير و تصرف قلعهء ارومى از الكاى گيلان سبك‌عنان برگشت و از راه كنار درياى خزر و باب الابواب و اعمال طوالش عبور و در قزل‌اياغ توقف نمود .

ذكر وقايع سال خجسته فال سنهء 1170 و مأمور شدن شيخعلى خان بدار السلطنهء اصفهان

باز نوروز شد و گشت دگر فصل بهار * قمرى آمد بفغان نغمه‌سرا گشت هزار گل بياراست رخ و لاله برافروختچمن * سروپا كوب شد و دست‌فشان گشت چنار ريخت از ابر ربيعى بچمن لؤلؤ تر * ريخت از باد بهارى بدمن مشك تتار
بهار عالم‌آرا در فضاى كوه و صحرا از برگهاى خضرا و گلهاى حمرا سرادقات اطلس