ذكر مراجعت حضرت ظل الله از الكاى فارس بجانب عراق و شكست آزاد خان در قمشه و كشته شدن اسكندر خان
فارس مضمار فصاحت و يكهتاز ميدان بلاغت يعنى خامهء فصيحهء نگار و كلك گوهربار نگارندهء اين افسانهء مسرتفرسا و گزارندهء اين حكايت غمافزا مىگردد كه : قبل از اين معروض راى اصحاب نكتهدانى گرديده بود و بعرض دانايان دقايق معانى رسيده كه جناب ظل اللهى بعد از آنكه مستورات احكام قضا از پردهء خفا ظهور و در جنگ آزاد خان و رزم افغان شكست بر سپاه خديو منصور افتاد عنان بصوب نزهتآباد اصفهان تافته و در آن خطهء بهشتنشان نيز مجال توقف نيافته ، بجانب الكاى دلگشاى فارس شتافتند . صالح خان بيات كه على مردان خان بختيارى بعد از حركت و خروج از فارس مجددا او را ايالت و امارت داده ، قبض و بسط الكاى مزبور را ديگرباره در كف اختيار او نهاده بود ، مشار اليه هاشم خان نام بيات را كه يكى از جمله توابين جزء او بود بنيابت خويش در شيراز گذاشته ، رايت جلالت بصوب گرمسيرات افراشته بود . هاشم خان مزبور از متابعت و ملازمت خان تخلف و در حصار خودسرى توقف و با لشكر و رعيت آغاز تلطف نموده ، بازوى خوددارى گشوده بود . چون در موكب مسعود آن برگزيدهء حضرت معبود بجز سوارى معدود مهيا و موجود نبود تسخير و تصرف شيراز در موقف تأخير و تعطيل ماند . حضرت گيتىمدار متوكل بجانب جناب اقدس بارى و در نهايت شوق و اميدوارى از حضرت دادار داور يارى و از جناب حيدر صفدر مددكارى طلبيده و مهياى جنگ و پيكار و مستعد رزم و كارزار آزاد خان و سپاه كينهخواه افغان گرديدند و بعزم مراجعت از فارس رايات كردون آيات را بر فلك اعلى بركشيدند و بپاى باد پاى آهو خرام مرحله نورديدند . تا قصبهء قمشه كه از نواحى اصفهان و نه فرسخى آن خطهء فردوس نشانست محل نزول مواكب سعادت مشمول گرديد .
اهالى قمشه بنابر رعايت حقوق ولى نعمت ديرين ابواب اخلاصمنداى