تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
با فوجى از بهادران سر مباشرين لشكر ظفر قرين بودند هردو مركز خويش را بعمد رها كرده ، روى بمرحله‌نوردى بوادى هزيمت آوردند . از ظهور اين كلى فتور سلك انتظام قلب سپاه منظور در شور آمده و آن شورش بر جميع صفوف جناحين و غيره سرايت كرده ، هزيمت بر لشكر افتاد . هركسى عنان هزيمت بجانب چند گشاده ، حضرت ظل اللهى در پرى قلعه‌اى اساس نهاده بودند كه چشم كيوان درين بلند ايوان حصارى برفعت آن نديده و گوش گردون پيرقلعه‌اى بحصانت و رزانت آن نشنيده بود . بعد از شكست مزبور بقلعهء مذكور توجه فرمود . اساس انتظام و استحكام از هرگونه برپا كرده ، شيخعلى خان و محمد خان را با بعضى از هواداران دولت جاويدان به جهت حراست و حفظ قلعه متوقف فرموده ، خود و ظهير الدوله محمد صادق خان برادر با گروهى از بهادران دلاور كه ملتزم ركاب فلك‌فرسا مىبودند بصوب دار السلطنهء اصفهان عنان يكران گشودند . چون در اوايل حال كه دار السلطنهء اصفهان مفتوح غازيان نصرة مأل و موضع تمهيد بساط جاه و جلال گشت يك دو سه نفر از اراذل آن خطهء ارم مثال مدخلى در امور ديوان و راهى به حضرت سلطان بهم رسانيدند به علت رذالت و خباثت و اضرار و اذيت بسيارى از ايشان به مسلمانان رسيده شجرهء خبيثهء ذاتشان متفرع بفروع تضييع نفوس و نواميس اكثرى از وضيع و شريف گرديده بود عامهء خلايق از كوچك و بزرگ و كافهء فرق از تازى و ترك ازدحام نموده ، چون قصهء شكست بندگان ظل اللهى منتشر گرديد و هرفردى از افراد سكان اصفهان از حقيقت آن واقعه مخبر گرديدند و عامهء خلايق از كوچك و بزرگ ازدحام نموده ، چهار پنج نفر از آن‌گونه اشرار نابكار را بهجوم عام مقتول گردانيده ، بسزاى سوء اعمال رسانيده بودند . در روزى كه در ظاهر اصفهان از ظهور طليعهء موكب شوكت و شان خديو جهان خبر يافته ، فوجى از اعيان ولايت كه باستقبال موكب منصور شتافته بودند ، در خارج شهر بسزاى خود بفرمان قضا جريان قتل آمده بودند . موكب سعادت كوكب وارد شهر و چند روز توقف و چون دار السلطنهء مزبور مكان جمع‌آورى لشكر و سرانجام حشم و حشر بود بسوى الكاى فارس عطف عنان