شيوهء حميدهء مروت و لايق شيمهء كريمهء فتوت خواهد بود . محمد خان و شيخعلى خان زند كه از اعيان سلسلهء سعادتمند و اقرباى خديو خصمگير عدوبند بودند نيز تصديق سخنان آزاد خان بصلاح اقربست و افتتاح طريق عبور او بهرحال انسب و ترك ممانعت و رفع اصوب ، زيرا كه ملتزمان موكب مسعود را به حمد الملك المعبود نصرتى چنين روى داده و جفود سعادت نمود را بعنايت عزيز الودود ابواب اين فتح مبين بر چهرهء مقصود گشاده ، ما را با آزاد خان بىموجبى چكار و چاكران و الا را با جماعت افغان بىتقصيرى چه بازار ؟ خديو منصور از غايت غرور بسخنان ايشان التفات نفرموده و استدعاى ايشان را بسمع قبول نشنوده ، عساكر منصور را امر بمبالغه در تسديد راه نمودند . آزاد خان بضرورت در مقام مدافعه برآمده ، از طرفين آتش پيكار شعلهور و از جانبين شعلهء كارزار خرمنسوز چرخاحضر كشت . بهادران تندخو چون شير در صيد آهو در تكوپو درآمدند . نعرهء رعد كوهسارى ، يعنى فغان كوس رزمى ، از كوههء بختيان كوه كوهان برخاست و باران بهارى يعنى ، پيكانهاى آبدار ، از تيرهاى خارا گزار روى زمين را از گلهاى حمراى خون چون صحراى لالهزار بياراست . كشتى پارهاى جانها در غرقاب آب تيغ غرق و بارقهء شمشيرهاى تابناك كشتزار درونهاى پاك را آتش برق گشت . از ابر توپ قيامت آشوب برقى پديد آمد كه هرتابشش دوزخى شد تابناك و از غمام تفنگ رعدآهنگ ژالهاى فروباريد كه هردانهاش سنگى بآئينه جانهاى پاك و از صدمت زلزلهء نعرهء كرهناى كيوان خراش لرزهبرين بلند منظر و از صولت و لولهء فغان روئين دراى شكست در خم اين طاق اخضر افتاد . چون خديو جمشيدشان در آن عهد و زمان افواج جزايرچى و تفنگچى را بيشتر از ساير منظور نظر اشفاق نشان فرموده ، ازين رهگذر خاطر اعيان زند را بنابر استيلاى حقد تفرقه ، دربارهء ترك مخاصمت بآزاد خان نيز سخن ايشان را نشنوده بودند ، در آن روز در عين ارتفاع نواير جنگ و شدت قطرهافشانى سحاب توپ و تفنگ شيخعلى خان كه سرخيل افواج يمين و محمد خان كه
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٣٥