تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
عزم فرمودند . آزاد خان بعد از وقوع فتح جنان ، كه بتقدير قادر مستعان بىاميدى او را روى داده ، ابواب آن نعمت بىكران بدون كليد بر چهرهء احوال او گشاده ، مرحله‌بمرحله وارد قلمرو انتظام مهام ملك و دولت تازه و نو پرداخته و قلعهء پرى را محصور ساخته ، بعد از آنكه زمان محاصره به امتداد انجاميد و اوان خوددارى محصورين طول كشيده و علامت نقصان ظاهر گرديد ، مستحفظين قلعه نظر بصلاح حال بمصالحه راغب گشته ، آزاد خان باجراى يمين و انعقاد مواثيق متين آن شيران حصارى و نهنگان درياى پايدارى را بدام آورده ، آن قلعهء محكم اساس كه سطح مقعر بروجش با محدب فلك مماس و زحل نور از آتش ديدبانش اقتباس نموده بود مفتوح او شد . چندان خزاين سيم و زر و در جهاى يواقيب احمر و قطعهاى لعل فروزنده‌تر از خورشيد خاور و رشتهاى ارزندهء گوهر و زرينهء مكلل باقسام جواهر و انواع نفايس ديگر از حد و حصر و تخمين افزون‌تر به تصرف آزاد خان درآمده ، شيخعلى خان و محمد خان و ساير اعيان و اعاظم آن سلسلهء جليله را با والدهء ماجدهء حضرت ظل الله و ساير خانه كوچ كه در قلعهء مزبور بودند بطريق حبس و بند و قيد و اغلال اثقال مستحكم روانهء قلعهء ارومى و علم خان افغان را با فوجى كثير و لشكرى غفير از سپاه افغان و غيره مستحفظ ايشان نموده ، بانجام مهام قلمرو و ساير ولايات عراق عنان عزيمت بجانب دار السلطنهء اصفهان ، اساس دولت و اسباب سلطنت و جلالت درچيده ، در اردوى او جمعيتى منعقد گرديده كه شمارش از قوهء عارضان اوهام بيرون و تعدادش از اعداد انجم افزون بود . افاغنه را بر اهل ولايت و سپاهى و رعيت تسلطى فزون از حد اعتدال بهم رسيد . وضيع و شريف و قوى و ضعيف لگدكوب سم عناد و پايمال جور و جفاشان گرديدند . به جهت يراق سپاهى و لشكر و زينت و زيور تفنگچى و جزايرچى طلا را بر طل و من و ذرع گرفتند و شورش و فزع پديد آمده ، از نوايب جفا در آزار و بشدايد بلا گرفتار بودند .